حمد الله مستوفى قزوينى

2

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

عرب را و قوم عجم را نژاد * بيكبار از سام بن نُوح زاد 15 پسر داشت شش تن سرافراز سام * مهين پورش ارفحشد آمد به نام دؤم عالم و اسود آمد سئم * چهارم نورد و به پنجم ارم ششم پور او نام بودش نفر * وز ايشان بزادند چندين پسر « 1 » كه اكنون ولايات بر نامشان * بخوانيم كآنجا بُد آرامشان

--> - و نيز مقصود از « قتيبه » همانا ابن قتيبهء دينورى ( ابو عبد اللّه محمّد بن مسلم كوفى ) صاحب عيون الاخبار است ، كه به گمان بنده كلمهء « ابن » از ابتداى اين هر دو نام به ضرورت وزن شعر و به تلخيص حذف شده است ؛ فلذا به جاى « ابن جرير » و « ابن قتيبه » ، به نام پدران آن دو اشاره شده است . مقصود از « حمزه » و « ابن الاثير » و « وهب » نيز به ترتيب حمزهء اصفهانى مورّخ شهير ، صاحب « سنى ملوك الارض و الانبياء » و از ابن الاثير هم ( به رسم معمول اهل فنّ ) مسلّما منظور عزّ الدين ، على بن محمّد مورّخ و محدّث صاحب نام اسلامى ، مؤلّف كتبى از قبيل « اسد الغابة فى معرفة الصّحابة » و « كامل التّواريخ » است . مقصد از وهب نيز وهب بن منبّه است ، مكنّى به ابو عبد اللّه . وى از ايرانيان متولّد در يمن است . او نخستين كسى است كه در اسلام تاريخ و قصص نوشت . وهب در سال 116 ه ق . به صنعا درگذشته است . ( نك . لغت‌نامهء دهخدا ) ( 1 ) ( ب 15 تا ب 17 ) . محمّد بن جرير طبرى در تاريخ خود ( تاريخ الرّسل و الملوك ) آورده است : « قال : فولد لسام عابر و عُلَيم و أشوذ و أرفخشد و إرم ، و كان مقامه بمكّة . ( ص 205 ) ؛ و نيز در جاى ديگر از قول ابن اسحاق پسران سام بن نوح را پنج تن و به شرح زير برشمرده است : ارفخشد ، اشوذ ، لاوذ ، عويلم ، ارم . ( ص 203 ) ( تاريخ طبرى ، متن عربى ، تحقيق محمّد ابو الفضل ابراهيم ، چاپ دوم ، دار المعارف بمصر ، 1967 م . ) ؛ و نيز ابن خلدون در العبر ، پنج پسر سام بن نوح را ( هم از قول ابن اسحاق ) به ترتيب زير عنوان كرده است : ارفكشاد [ در پانويس : ارفخشد ] و لود . [ در پانويس : لاوذ ] ، ارام [ در پانويس : ارم ] ، اشور [ در پانويس : اشوذ ] ، عيلام [ در پانويس : غليم ] ( العبر ، تاريخ ابن خلدون ، ترجمهء عبد المحمّد آيتى ، مؤسّسهء مطالعات و تحقيقات فرهنگى ، چاپ اوّل ، 1363 ، ص 7 ) ؛ و همچنين مسعودى در مروج الذّهب ( تا آنجا كه استقصا شد ) به سه تن از پسران سام بن نوح بدين صورت اشارت رفته است : ارفخشد ، ارم ، عيلام . ( مروج الذّهب و معادن الجوهر ، ابو الحسن على بن حسين مسعودى ، ترجمهء ابو القاسم پاينده ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران ، 1356 ) ؛ و بالأخره حمد اللّه مستوفى در ديگر اثر خود ، تاريخ گزيده ، پسران سام بن نوح را شش تن و با نامهاى زير برشمرده است : ارفخشد ، عالم ، اسود ، نوذر [ نسخهء ك : بورد ] ، ارم ، مصر [ نسخه‌هاى ب و ف : نفس ( يقطن ؟ ) ، كتابخانهء ملّى : نص ] ، كه ظاهرا صورت‌هاى اخير الذّكر از ضبط « مصر » به ضبط « نفر » مذكور در ظفرنامه نزديكتر مىنمايد و مىتواند تصحيفى باشد از آن كه مسلّما به دليل قافيه شدن صورتى قطعىتر دارد . ( تاريخ گزيده ، حمد اللّه مستوفى ، به اهتمام عبد الحسين نوائى ، تهران ، اميركبير ، 1364 ) در كتاب مقدّس ، عهد عتيق ، سفر پيدايش ( 10 : 21 - 22 ) آمده است : « و از سام كه پدر جميع بنى عابر و برادر يافث بزرگ بود از او نيز اولاد متولّد شد * پسران سام عيلام و اشّور و ارْفَكْشاد و لُود و ارام *