شرف الدين على يزدى
1054
ظفرنامه ( فارسى )
[ نظم ] شد آراسته لشكرى بىكران * يل و پردل و در وغا جانستان همه بيشهء رزم را نرّه شير * به درياى هيجا نهنگ دلير و قلب سپهر اشتباه در سايهء چتر آفتابپناه حضرت صاحبقرانى از كثرت اصناف و افراد انسانى و حيوانى و بسيارى اهبت و ساز جهانبانى و ملكستانى ، جهانى ثانى مىنمود . و از جملهء اسباب ابهّت و مهابت صف پيلانكوه شكوه از بقاياى غنايم و فتوحات غزو ديار هند و دهلى به آيينى آراسته شد كه اركان تمكّن و استظهار مخالفان چون ديوار سست بنيان از صدمهء پهلوى پيلان به لرزه درآمد . [ نظم ] سوار آهنينبارهاى بد سه ميل * همه برج آن باره از زنده پيل همه پشت پيلان پولادتن * پر از آتشانداز و ناوكفكن درآورده خرطوم پيلان به هم * چو ماران خم اندر فكنده به خم « 1 » و هنگام ترتيب لشكر مورشمار شير شكار و تعيين مواضع شاهزادگان بزرگوار و امراى رفيع مقدار ، يرليغ مطاع لازم الاتّباع نفاذ يافت كه يك تومان سوار از مردان « 2 » كار ، بر بالاى پشتهاى كه بر طرف راست معركه واقع بود بايستد ، قرار بر آنكه لنگر وقار ، گران دارند و از جاى خود « 3 » به هيچ نوع « 4 » حركت ننمايد ، اگرچه دشمنان انهزام يافته به يكباره رو به فرار آرند . و از آن جانب سپاه و اجناد حلب و شام با كثرتى وافر و تجمّلى تمام ميمنه و ميسره و قلب مرتّب ساختند و صفها بركشيده ، رايت عناد و استبداد برافراختند . [ نظم ] سپاهى مرتّب به آيين و ساز * همه تند و گردنكش و سرفراز گروهى كه هريك به پندار خويش * گه كين بد از رستم زال بيش يكايك ز مردى به هنگام حرب * فره برده از شير غرّان به ضرب به مهميز خاريده پهلوىبور * به نيزه دو در كرده سندان به زور
--> ( 1 ) . ع : فكنده خم اندر . . . ( 2 ) . م : امردان . ( 3 ) . م : خويش . ( 4 ) . ع : حال .