شرف الدين على يزدى

991

ظفرنامه ( فارسى )

[ جلد دوم ] ( 802 ه . ق ) ذكر اسبابى كه باعث شد بر توجه حضرت صاحب‌قرانى به صوب ايران‌زمين به يورش هفت ساله از حكم تقدير آسمانى كه مجارى امور عالم آشكارا و نهانى مطلقا بر آن مترتب است ، اميرزاده ميرانشاه در پاييز سنهء ثمان و تسعين و سبع مايه موافق سيچقان‌ئيل در حوالى خوى ، به قرب مزار پير عمر نخجيربان نشاط شكار فرموده بود و در اثناى تك و تاز به قوچى بازخورد و از فراز زين دو تو گشته ، [ بيت ] خواست كه آن قوچ را زنده بگيرد به دست * دست نداد و قضا نقش دگرگونه بست شاهزاده‌اى كه مانند او شهسوارى در روى زمين كم افتد ، به سر و گردن بر زمين افتاد و از شدت آن سقطه ، زمانى نيك از خود برفت . غريو از نهاد امرا و اركان دولت برآمد و لشكر سراسر ز آغا « 1 » و نوكر جمع آمده ، در قلق و اضطراب افتادند ، تا بعد از دير وقت اندك حركتى كرد و فى الجمله اثر حيات در او پيدا شد و تا سه شبان‌روزش چند نوبت غش طارى گشت و طبيبى كه متصدّى اصلاح بود ، موجب افساد آمد و به سهويا به عمد - كه مظنهء آن هم بود - در معالجه خطا كرد و از تعاضد اين اسباب خللى فاحش به دماغ آن چراغ دودهء اقبال از عين الكمال راه يافت و چنان خسروى كه ناموس تخت آذربيجان و الوس هلاگو خان از كمال شهامت و صرامت به نوعى

--> ( 1 ) . ع : از آقا .