شرف الدين على يزدى
1052
ظفرنامه ( فارسى )
معسكر ظفر قرين خندق مىكندند و از توراها « 1 » حصارگونهاى پيرامن آن مىكشيدند ، چنان كه يك روز راه به يك هفته قطع كرده شد و در هر منزل شرايط حزم و احتياط مرعى گشت . مخالفان چون بر لطايف تدبيرات آن حضرت وقوف نداشتند ، پنداشتند كه ايشان را بيمى و انديشهاى هست و آن قوت و شوكت ندارند كه زودزود ، پيش توانند آمد و بدين سبب دلير شدند و از آن راى كه فى الجمله به صواب نزديكتر بود تجاوز نموده ، به اقدام تهوّر از شهر بيرون آمدند و خيام اوهام خطا فرجام به هواى سوداى فاسد و خيال خام برافراشتند . [ بيت ] كسى را كه دولت بگردد ز راه * به راهى شتابد كه افتد به چاه و روز پنجشنبه نهم ربيع الاول موافق لوىئيل ، رايت گيتىفروز سايهء قرب وصول به حوالى حلب انداخت . اميرزاده سلطان حسين با نوكرى چند خاصه ، به قراول دشمن رسيد و با وجود آنكه بغايت غلبه بودند ، بىانديشه بر ايشان تاخت و به اول حمله سوارى را به نيزه « 2 » از پشت زين به روى زمين انداخت و او را دستگير كرده ، از ميان معركه بيرون آورد . نوكرانش نيز داد مردى و مردانگى داده و كس را بگرفتند ، و باقى لشكر چون آن دستبرد بهادرانه كه هرگز مثل آن نديده بودند ، مشاهده نمودند ، مجموع رو به گريز نهادند . [ نظم ] چون برافروخت فتنه آتش جنگ * حلبى شيشه شد حريفان سنگ جز شكستن چه باشدش چاره * حلبى چون فتد بر او خاره و در همان روز اميرزاده ابا بكر با شصت كس پيش رفته ، لشكرى گران به مقابلهء ايشان درآمدند و جنگى عظيم درپيوست ، و بعد از كوشش بسيار از طرفين بساط محاربه به قايم بريختند و هركس به محل خود بازگشت . روز ديگر بعضى از بهادران لشكر نصرتشعار سوار شده در مقابل مخالفان بايستادند و كس را مجال آنكه يك
--> ( 1 ) . الف : توراها ؛ م توارها . ( 2 ) . ع : - به نيزه .