شرف الدين على يزدى

1004

ظفرنامه ( فارسى )

انقياد كرده ، پيشكش‌ها به در فرستادند ، و جمعى بازرگانان خطاى را نيز كه آنجا بودند با اموال بيرون كرده ، فداى خود ساختند ، و از آنجا چپقون به طرف پاى و كوسن فرستادند - و پاى ييلاق است و كوسن قشلاق . و عساكر نصرت‌شعار پاى و كوسن را تاخت كردند ، و حرم امير خضر شاه ، حاجى ملك‌آغا و دخترش اسن‌ملك و غيرهما اسير گرفتند و تارم را نيز بتاختند و ايل بسيار از آن موضع كوچانيده براندند . و بعد از آن فتوحات ، از آق‌سو اميرزاده اسكندر متوجه ختن شد . و از ختن تا خان باليغ - كه تختگاه خطاى است - به راه آب ، آبادانى صد و شصت و يك منزل است ؛ چه از آنجا تا قراخواجه سى و پنج منزل است و از قراخواجه تا تتقاول - كه سرحد خطاى است - و از كوه تا كوه ديوارى كشيده‌اند و دروازه‌اى نشانده و خانه‌ها و يام‌خانه‌ها ساخته « 1 » و جماعتى در آنجا به محاظفت سرحد قيام مىنمايند « 2 » سى و يك منزل ، و از آنجا به كنجانفو - كه از شهرهاى خطاى است - پنجاه و پنج منزل و از آنجا تا به خان‌بالق چهل منزل است و به نمناى چهل منزل ، و گويند راهى ديگر هست كه از ختن تا به سرحدّ خطاى به چهل روز مىتوان رفت ، اما هيچ آبادانى نيست و ريگ فراوان است و چاه كه در آن چول مىكنند اگرچه زود به آب مىرسد ، در بسى مواضع ، آب آن سميتى دارد و هر جانور كه مىخورد هلاك مىشود و از غرايب آنكه دو چاه كه ميان آن چندان مسافتى نيست گاه مىباشد كه آب يكى كشنده است و از آن يكى خوشگوار ، و از ختن به كاشغر پانزده روزه راه است و از كاشغر به سمرقند بيست و پنج منزل ؛ و در ختن دو رودخانه است كه آن را ارنك‌قاش و قراقاش مىگويند و بيشتر سنگ آن رودخانه يشم است و از آنجا به ديگر ممالك مىبرند و آب هردو رودخانه از قرانغوتاق « 3 » فرومىريزد . القصه چون اميرزاده اسكندر به ختن رسيد اهالى آن به قدم اطاعت و اذعان بيرون آمدند و پيشكش‌ها كشيدند و از نيروى دولت قاهرهء صاحب‌قران ، قلاع و بقاع آن حدود و نواحى مسخّر گشت و اميرزادهء مشار اليه به جانب قرانغوتاق « 4 » رفت و آن

--> ( 1 ) . منظور همان ديوار معروف چين است . ( 2 ) . ع : كنجانغو . ( 3 ) . ع : تونغوتاق . ( 4 ) . ع : تونغوقاق .