شرف الدين على يزدى
35
ظفرنامه ( فارسى )
گرفت ، صد سال بر كوه سرانديب طاعت و زارى كرد و در سجده چندان بگريست كه از بسيارى آب ديدهء او ، نباتات برست و تمام آن نباتات امروز ادويّه است . و بعد از صد سال ، در روز عاشورا توبهء او قبول شد و روز عاشورا را فضايل بسيار است چون رفتن ادريس و عيسى بر آسمان و قرار گرفتن كشتى نوح بر كوه جودى و ولادت و نبوّت ابراهيم - عليه الصلاة و السّلام - و خلاص از آتش نمرود و مولد موسى و عيسى - عليهما الصلاة و السّلام - و قبول توبهء داود - صلوات اللّه و سلامه عليه - و معاودت سليمان - عليه السّلام - با ملك خود و صحت يافتن ايوب - عليه السلام - از رنج كرمان و خلاصى موسى - صلوات اللّه و سلامه عليه - از دريا و خروج يونس - عليه السّلام - از شكم ماهى و برداشتن عذاب از قوم او و روشن شدن چشم يعقوب - عليه السّلام - و برون آمدن يوسف - عليه السّلام - از چاه و فرزند طلب كردن زكريا و مستجاب شدن دعاى او و تولد يحيى - صلوات اللّه عليه - و احتجاج موسى - صلوات اللّه و سلامه عليه - با سحرهء فرعون و غير ذلك . و چون توبهء آدم قبول شد ، به جهت استيناس او ، بيت المعمور را از بهشت بر زمين آوردند ، به موضعى كه جاى حرم مكّه است و آن خانهاى بود از يك دانه ياقوت سرخ ، پس حضرت عزّت - جلّ جلاله - روح القدس را بفرمود تا آدم را مناسك حج بياموخت و آدم حج گزارد و در اثناى آن در عرفات حوّا را بيافت و يكديگر را بشناختند و از آن جهت آن محل را عرفات نام شد ، « فاز دلفا » اى تقاربا ، به اين سبب اين موضع را مزدلفه گويند و در منا « 1 » ، تمنّاى انابت و استجابت دعا كردند و آن موضع را مشعر به معنى عرفات از اين اشتقاق گفتند . پس آدم و حوّا طواف كردند و به جانب هندوستان روانه شدند و ايشان را به هريك شكم دخترى و پسرى آمدى و آدم - صلوات اللّه و سلامه عليه - پسر اين بطن را به دختر آن بطن دادى تا در ميانه فرقى باشد . چون قابيل و خواهرش متولد شدند ، قابيل به جهت حسن صورت ، ميل به خواهر توام خود اقليما كرد و آدم او را به
--> ( 1 ) . متن : مينا .