شرف الدين على يزدى
24
ظفرنامه ( فارسى )
درجهء شاكران از اعلى درجات مقرّبان است حاصل شود و به نص لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ « 1 » لحظة فلحظة ، نزول فايدهء دنيوى موصول گردد و ثواب اخروى محصول آن باشد . فايدهء دنيوى آن است كه چون ملكى از ملوك بر احوال سلاطين سابق واقف گردد و بداند كه دولت چيست و به كدام عمل پسنديده و عادت مرضيّه ، نعمت دوام يافته و زوال مملكت فلان حاكم از كدام سيرت مذموم و عادت نامحمود بوده ، از آن احتراز و اجتناب لازم و واجب داند و هر مرضيّه را كه منهج حصول بزرگى و فيروزى است ، نصب العين خاطر سازد و از ارتكاب عادات [ بد ] « 2 » اجتناب واجب داند . و حصول تاريخ از ترادف ايام و ليالى است ، از زمان معيّن تا وقتى مفروض و مبناى آن بر حركت شمس و قمر است و بعضى به حركت شمس و بعضى به حركت قمر و بعضى به حركت هردو . علماى تاريخ در مدّت زمان ماضى از ابتداى آفرينش عالم و وجود خلقت آدم - صلوات اللّه و سلامه عليه - اختلاف بسيار كردهاند . چه به واسطهء فترات روزگار و حوادث ليل و نهار كه در جهان واقع مىشده ، تواريخ مجدّد مىكردهاند : چنانچه اوّل تاريخ از زمان هبوط آدم - عليه السلام - بوده و چون طوفان نوح - عليه السلام - شايع گشت و عالم غرق شد تاريخ از زمان او گرفتند . بعد از آن از آتش ابراهيم ابراهيم خليل - عليه السلام - و بنى اسرائيل از مبعث موسى كليم - صلوات اللّه و سلامه عليه - و بعضى از هلاك فرعون و اولاد اسماعيل - عليه السلام - و بعضى از بناى كعبه و روميان و اهل يونان از زمان اسكندر و قبطيان از زمان تسلّط بخت النصر - كه او را رهّام گودرز گويند - و قريش از واقعهء اصحاب الفيل . امّا تاريخ خراجى از زمان قباد پدر كسرى نهادهاند و تاريخ جلالى از زمان سلطان جلال الدين ملكشاه و اهل ديوان ، از خروج هلاگوخان و امروز عمل بر آن است و آن را تاريخ خانى گويند ؛ و بعضى گفتهاند كه تاريخ خانى از زمان سلطان غازان گرفتهاند و عادت آن بوده كه هر قصهء معظم كه واقع مىشده ، تاريخ سابق را ترك مىكردهاند
--> ( 1 ) . ابراهيم / 7 . ( 2 ) . تكميل قياسى .