شرف الدين على يزدى
7
ظفرنامه ( فارسى )
[ بيت ] خورشيد دين بر اوج كمال آن زمان رسيد * كانداخت سايه بر سر اسلاميان عمر و جامع آيات قرآن و صاحب حلم و حيا فى كل حين و اوان ، امير المؤمنين عثمان بن عفان - رضى اللّه تعالى عنه - [ بيت ] چو گفتم مه و تير و ناهيد را * ببايد صفت كرد خورشيد را امام با حشمت و وقار ، مالك دلدل و ذوالفقار ، منشوردار هَلْ أَتى « 1 » مشهور ديار « لا فتى » 8 محرم راز درون و بيرون ، تشريف يافتهء « انت منّى بمنزلة هارون » 9 امير المؤمنين و امام المتقين و يعسوب الدين ، اسد اللّه الغالب على بن ابى طالب . [ نظم ] نبى را وصى و خدا را ولى * على بود بىشكّ و شبهت على از آن وجه رويش چو خورشيد بود * كه از چارمين آسمان رخ نمود * * * آنكس كه علم و حلم و حيا ختم شد بر او * عمزادهء محمّد و شير خدا علىست - رضى اللّه تعالى عنه - و قرّة عين الرسول و فلذة كبد البتول ، گوشواران عرش برين و جگرگوشگان رسول ربّ العالمين . [ بيت ] كزو و از اين كار دين شد تمام * كه بر هردو بادا درود و سلام عمّين بزرگوار سيّد ابرار و سند اخيار ، خيمهء شرع را عماد و خانهء دين را اساس ، امير المؤمنين حمزه و عباس و بر ارواح مطّهرهء عشرهء مبشّرهء او كه مسند خلافت به پرتو وجود ايشان آراسته و بساط معدلت به ميامن سعى ايشان پيراسته است و مالكان ازمّهء حلّ و عقد و حاكمان اعنّهء قبض و بسط ، - رضوان اللّه عليهم اجمعين - امّا بعد ، بر رأى سلاطين كشورگشاى و خسروان عالمآراى كه رؤوس منابر و
--> ( 1 ) . دهر ( انسان ) / 1 .