شرف الدين على يزدى

مقدمه 54

ظفرنامه ( فارسى )

است و امنيت آن برايش ملموس بوده است . « 1 » و يا هنگامى كه قلعهء حامد را توصيف مىكند مىنويسد كه : « اين اوصاف از ديده ثبت افتاد ، نه از مجرد سماع » . « 2 » و نيز هنگامى كه در باب فتح ازمير مطلب مىنويسد اشاره به سفرش به اين شهر دارد و به نحوى جذاب شنيده‌ها و ديده‌هايش را بيان مىكند . « 3 » شرف الدين على يزدى همچنين برخى رويدادهايى را كه تا زمان حياتش پيوستگى داشته ، بدان اشاره كرده است ، مثل فرار تومان اقتاد از ولايت روس به صحراى اسره يقه در سال 797 ه . ق كه شرف الدين على يزدى در كتابش متذكر مىشود كه « . . . الحالة هذه » هنوز آنجايند . « 4 » و يا هنگامى كه دربارهء واگذارى محال و ولايات قرامان به امير محمد پسر قرامان در سال 805 ه . ق صحبت مىكند ، مىنويسد تا حال حاضر حكومت بر او و فرزندانش مقرر است . « 5 » و يا زمانى كه دربارهء الوس كرميان و تفويض حكومت در سال 805 ه . ق شهرهاى كوتاهيه ، تنغوزلغ و قرا شهر به يعقوب چلبى وقايع‌نگارى مىكند ، مىنويسد حال او فوت كرده ، ايالت آنجا به پسرش تعلق دارد . « 6 » شرف الدين على يزدى به هنگام نوشتن برخى از رويدادها ، براى آگاهى خواننده‌اش به سابقه تاريخى آن اشاره دارد ، مثل گزارشى كه مؤلف دربارهء آل مظفر مىدهد ، اما به صراحت اعلام مىكند كه « غرض اصلى نه تحقيق تاريخ ايشان است ، تعرضى به ذكر تفصيل آن نرفت . . . » ، « 7 » يا اگر دربارهء افراد ، حوادث و بناها توضيحى لازم باشد ، به اختصار ، معرفى مىكند « 8 » و اگر تفصيل در مطلب را زائد تشخيص دهد ، مقصود خود را كوتاه بيان مىكند . « 9 » اگر ذكر مطالبى از گذشته براى شرح وقايع جديد ، لازم باشد مؤلف اين كار را انجام داده است « 10 » و چنانچه قرار

--> ( 1 ) . همان ، ص 735 . ( 2 ) . همان ، ص 764 . ( 3 ) . همان ، ص 1174 . ( 4 ) . همان ، ص 816 . ( 5 ) . ظفرنامه ، ص 1162 . ( 6 ) . همان ، ص 1178 . ( 7 ) . همان ، ص 707 . ( 8 ) . بطور مثال ، ر . ك : ص 701 . ( 9 ) . همان ، ص 776 . ( 10 ) . همان ، ص 852 .