شرف الدين على يزدى

مقدمه 32

ظفرنامه ( فارسى )

اديب درگاه آل مظفر بوده و شرف الدين على يكى از ابيات پدرش را - كه طى قصيده‌اى شاه يحيى مظفرى ( 760 - 795 ه . ق ) را ستوده است - تضمين كرده است . او انتساب خود را به چنين پدر فاضل و نام‌آورى چندبار ديگر در اشعارش از جمله در مدح سلطان محمد تيمورى تكرار كرده است . « 1 » او در اشعارش شرف تخلص مىكرد و به مخدوم نيز ملقب و معروف بود ؛ محمد مفيد مستوفى بافقى در جايى اشاره مىكند كه تيمور او را حضرت مخدومى خطاب كرد « 2 » و در جايى ديگر اين موضوع را به شاهرخ منتسب مىكند . « 3 » نسبش بنا به اشاره‌اى كه در يكى از اشعارش دارد : من كه تبه‌كار و سيه نامه‌ام * وز گنه آلوده‌تر از خامه‌ام غرق عرق مىشوم از انفعال * نسبت خود را چه رسانم به آل به خاندان حضرت رسول ( ص ) مىرسد ، « 4 » و در برخى اشعارش تمايل و اعتقاد او به تشيع به وضوح ديده مىشود : على ! به حبّ على كوش و دوستى على * كزين علاقه سليمانيست و سلمانى « 5 » شرف الدين على در جوانى به كسب علوم مختلف مشغول بود و گفته شده است كه در جوانى به همراه پير تاج تولمى گيلانى ، شاه نعمت اللّه ولى ، خواجه صائن الدين على تركه در ساحل رود نيل با سيد حسين اخلاطى ملاقات كرده است . « 6 » ظهور او در عالم شعر و ادب مصادف با دوران حكومت شاه يحيى مظفرى بود : فرزانهء زمانه ابو النصر تاج‌بخش * يحيى كه هست خاك درش افسر كيان « 7 » اما با تسلط كامل تيمور بر سراسر ايران ، شرف الدين على يزدى به خدمت

--> ( 1 ) . تاريخ ادبيات فارسى ، ج 4 ، ص 300 . ( 2 ) . جامع مفيدى ، ج 1 ، ص 189 . ( 3 ) . پيشين ، ج 3 ( 1 ) ، ص 229 . ( 4 ) . تاريخ يزد ، ص 50 . ( 5 ) . تاريخ ادبيات فارسى ، ج 4 ، ص 301 . ( 6 ) . جامع مفيدى ، ج 3 ( 1 ) ، ص 16 . ( 7 ) . تاريخ ادبيات فارسى ، ج 4 ، ص 301 .