منهاج سراج
87
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
در طلب اقرار كرد ، در حضور شحنگان مغل كه من رسولم و بالا ميروم ، چون در حضور جماعت بگفت ، ملك عز الدين كشلوخان بلبن ( بضرورت دست از مطالعهء [ ( 1 ) ] او بداشت و فرمود كه روان بايد شد ، تا ترا به مقصد رسانم حاجب على گفت : مرا فرمان چنان است كه بنزديك سلطان ناصر الدين ) روم [ ( 2 ) ] بضرورت ( او را ) بدان جانب گسيل كرد [ ( 3 ) ] چون بخطه بنيان رسيد حديث رسالت او از طرف دهلى در ميان شحنگان مغل و عوام و خواص [ ( 4 ) ] آن بلاد شايع و منتشر گشته بود . بضرورت ملك ناصر الدين قرلغ ، او را به طرف عراق و آذربايجان ، نزديك هلاو [ ( 5 ) ] مغل فرستاد ، و از خود بىاجازت حضرت مكتوبات از زبان مبارك الغخان معظم [ ( 6 ) ] در قلم آورد ، و اندك تحفى [ ( 7 ) ] با او همراه كرد ، و معتمدان خود را با او روان كرد ، چون بحوالى عراق رسيد هلاو [ او ] را به شهر تبريز [ و ] آذربايجان دريافت ، هلاو او را بسيار اعزاز فرمود [ ( 8 ) ] و بزرگ داشت ، و بر [ ( 9 ) ] وقتى كه مكتوبات را بر هلاو عرضه خواستند داشت [ ( 10 ) ] بضرورت از زبان پارسى ، به زبان مغلى ترجمه بايست كرد ، اسم الغ خان معظم را در مكتوبات ملك نبشتند ، كه قاعده تركستان [ ( 11 ) ] اين است ، كه [ خان ] يك فرمانده [ اصل ] بيش نباشد ، ديگران را همه اسم ملكى باشد ، چون مكتوبات [ ( 12 ) ] بر هلا و مغل خواندند ، گفت : نام الغخان ( را ) چرا تغيير كردهايد ؟ [ ( 13 ) ] بايد كه اسم او همچنان خان باشد ، چنين اعزاز و اكرامى در حق الغخان معظم واجب داشت . هر كس از خانان زمين سند و هند ، كه به نزديك خا ( نا ) ن ، و فرماندهان مغل رفت هم او را تبديل كردند ، و او را ملك گفتند ، ( مگر ) اسم الغخان معظم را كه [ برقرار ] اصل مقرر داشتند ( و ) اين نيز يكى از آثار فضل ربانى است كه دوست و دشمن ، و مؤمن و كافر ، اسم مبارك او را به بزرگى
--> [ ( 1 ) ] كذا شايد مطالبه باشد [ ( 2 ) ] كلمات ما بين قوسين در اصل نيست . طابعين مط هم آن را فقط از يك نسخهء خطى نقل كردهاند ، ولى فعل روم ، ندارند ، براى ربط كلام و تكميل مقصد زيادت شده [ ( 3 ) ] مط : گردد [ ( 4 ) ] مط : و خاص - [ ( 5 ) ] مط : هلاو ( بلا ) مغل ؟ [ ( 6 ) ] اصل : بىاجازت حضرت مكتوبات هداؤ در قلم آورد [ ( 7 ) ] مط : و اندك تحفه به او [ ( 8 ) ] مط : كرد [ ( 9 ) ] مط : در وقتى كه [ ( 10 ) ] مط : عرضه داشت بضرورت ، [ ( 11 ) ] مط : تركان ، [ ( 12 ) ] مط : مكتوب [ ( 13 ) ] مط : گرده آيد