منهاج سراج
85
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
بيت زهى جشنى كزو اطراف چون خلد برين گشته * خهى بزمى كزو اكناف ، عدن [ ( 1 ) ] راستين گشته ز ترتيب [ و ] نهاد و رسم و آئين بساط او [ ( 2 ) ] * تو گوئى عرصهء دهلى بهشت هشتمين گشته ز فر ناصر الدنى شاه محمود ابن التتمش [ ( 3 ) ] * ملك نزدش دعا خوانده ، فلك پيشش زمين گشته شهنشاهى كه در عالم ز فيض [ ( 4 ) ] فضل ربانى * سزاى [ ( 5 ) ] چتر شاهى لايق تخت و نگين گشته چو خاقانان كينآور ، چو سلطانان دينپرور * بدل ماحى كفر است ، و بجان حامى دين گشته مباركباد بر اسلام اين بزم شه عالم * كزين تزيين [ ( 6 ) ] هندوستان بسى خوشتر ز چين گشته مهين از جمله شاهان باد هر بنده ز درگاهش [ ( 7 ) ] * چو منهاج سراج از جان دعاگوى كمين گشته [ ( 8 ) ] راست گفتى ، آن جشن آسمانى بود پرستاره ، بل چون [ ( 9 ) ] فلكى بود پرسياره ، شاه جهان از تخت چنان مىنمود : كه خورشيد از فلك رابع ، و الغخان [ ( 10 ) ] در خدمتش بزانوى ادب [ ( 11 ) ] نشسته ، چون ماه لامع ، ( و ) ملوك در سماطين ، چون انجم سياره ، ( و ) تركان مرصع مناطق ، چون كواكب بىشمار ، فى الجمله آن همه [ ( 12 ) ] ترتيب و تهذيب ، و كار و بار باستصواب و حسن راى صايب و ضمير ثاقب الغخان معظم بود ، اگر چه سلطان سلاطين [ او ] را به حكم حديث نبوى ، منصب پدرى ميداد ، اما از هزار بندهء نوخريده ممتثلتر [ ( 13 ) ] و منقادتر است . پس رسل را بعد از بار ، بموضع معين مزين كرده [ ( 14 ) ] بانواع اصطناع
--> [ ( 1 ) ] كذا فى الاصل : ، مط : عدل ، در شمارهء 1 ج 13 على گره ميگزين چنين نسخه بدل دارد : خهى بزمى كزان اكناف عدن راستين گشته و به عقيدهء من هم از عدل كلمه عدن در اين جا زيبنده تراست . [ ( 2 ) ] مط : آئين و نشاط او [ ( 3 ) ] مط : التمش [ ( 4 ) ] مط : بفيض ، [ ( 5 ) ] مط : سراى [ ( 6 ) ] مط : ترتيت كه بايد ترتيب باشد [ ( 7 ) ] اصل : مهين از جمله شاهان عالم بايد هر بنده [ ( 8 ) ] اصل : چو منهاج سراج از جانش داعى كمين گشته [ ( 9 ) ] مط : يا فلكى بود [ ( 10 ) ] اصل : الوخان بر [ ( 11 ) ] مط : حرمت [ ( 12 ) ] مط : اين همه [ ( 13 ) ] مط : متمثل و منقادتر ، ولى صورت متن اولى است . [ ( 14 ) ] مط : مرتب كرده