منهاج سراج

79

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

كه درين كوه‌پايه جماعت فسده بودند ، كه مدام قطع طريق و نهب اموال مسلمانان ، و تفرقهء رعايا [ ذمى ] و تاراج ديهاء حوالى هريانه و سوالك و بهيانه از لوازم فساد ايشان بود ، و پيش ازين تاريخ بسه سال گلهاى شتر از جملهء خدم ( و ) مخصوصان درگاه الغ‌خانى عز نصرهم از حوالى ولايت هانسى برده بودند ، و سر [ آن ] مفسدان ، شخصى ملكا [ ( 1 ) ] نام هندوئى متمردى ( بود ) گبرى چون ديو ستيهنده [ ( 2 ) ] و عفريت مار زده [ ( 3 ) ] گله‌اى شتر ( و نفرها ) برده بودند ، و درين ميان جمله كوهپايه تا حوالى رن تنبهور [ ( 4 ) ] در ميان هندوان تفرقه كردند [ ( 5 ) ] ( و ) در چنان وقتى كه آن تفرقها كردند ، و آن نفرهاء شتر [ ان ] بردند هنگام لشكر ( ى ) بود ، و اهل لشكر و مبارزان حشم الغ‌خان [ ( 6 ) ] معظم ، به نقل اثقال لشكرى محتاج ( بودند ) چون آن مفسد اين حركت بكرد [ ( 7 ) ] بر دل مبارك الغ‌خان معظم ، و سائر ملوك و امرا و مبارزان حشم ( اسلام ) نصرهم الله حمل تمام آمد ، فاما تدارك آن فساد ، بواسطهء دل‌نگرانى و دفع لشكر مغل كه بسرحد بلاد اسلام ، چنانچه ولايت سند و لوهور ، و طرف آب بياه ( مى ) تاختند ، ممكن نبود ، تا در [ ين ] وقت رسل خراسان از طرف عراق از هلاؤ [ ( 8 ) ] مغل كه پسر تولى [ ( 9 ) ] ( بن ) چنگيزخان بود ، نزديك حضرت رسيدند [ ( 10 ) ] فرمان شد ، تا آن جماعت رسل را در منزل باروته [ ( 11 ) ] و حوالى آن توفق فرمودند و الغ‌خان معظم با ملوك ديگر و حشمهاى حضرت ، لشكرهاى و ملوك ناگاه عزيمت كوهپايه كرد .

--> [ ( 1 ) ] در يكى از نسخ مط : ملك [ ( 2 ) ] از مصدر ستيهيدن بمعنى نافرمان و ستيزنده و سركش و فرياد زننده است ( برهان ) [ ( 3 ) ] كذا فى الاصل ، مط : و عفريت مارد ، آن گلهاى [ ( 4 ) ] مط : رنتپور ، [ ( 5 ) ] مط : كرده [ ( 6 ) ] اصل : الوخان [ ( 7 ) ] مط : آن متمردان حركت بكردند [ ( 8 ) ] مط : عراق نزديك هلاكو مغل . [ ( 9 ) ] اصل : توشى ، راورتى : هلاو بن تولى [ ( 10 ) ] مط : رسيده بودند ، [ ( 11 ) ] مط : منازل ماروته راورتى : منازل باروته وى گويد : كه در هشت نسخه بانضمام سه نسخهء قديم باروته آمده ، و در برخى هم بارونه و در يكى بارويه آورده‌اند ، و در حاشيه مط : نارويه ، باروته ، بارونه است ، در پركنه پرواله جائى بنام مراته ، و موقع ديگرى باسم ماروت به راه مستقيم اچه و دهلى واقع است ، كه نميتوان مقصد مؤلف در اين جا باشد ، بنابران بروته يا باروته بايد همين سراى باروته باشد ، به دو كروهى جنوب شرقى جگديس‌پور به راه دهلى و سونىپت ، كه بيست ميل طرف جنوب غربى پايتخت واقعست