منهاج سراج
74
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
الغخان [ ( 1 ) ] معظم به حكم تدبير صائب [ ( 2 ) ] [ خود ] حشم خاص را با [ حشم ] ملك شيرخان ، كه برادر و پسر عم او بود ، از حشم قلب سلطانى جدا مىكرد [ ( 3 ) ] و ملك كشلى خان امير حاجب را كه برادر صلبى او بود ، با ملوك درگاه حشم قلب و پيلان جدا مىكرد [ ( 3 ) ] چنانچه دو صف لشكر ، و دو سماطين شگرف مىنمود ، و هر دو لشكر در حوالى سامانه و كيتهل به نزديك هم [ ديگر ] رسيده و همگنان منتظر مصاف شده [ ( 4 ) ] كه بو الفضولان [ ( 5 ) ] دستاربند ، از حضرت دهلى به خدمت ملك بلبن ، و ( ملك ) قتلغ خان مكتوبات در قلم آوردند ، و استدعا نمودند ، كه دروازها [ ى شهر ] بدست ماست ، شما را به طرف شهر بايد آمد ، كه شهر از حشم خالى است [ ( 6 ) ] و شما بندگان درگاه اعلى ، و بيگانگى در ميان نى ، چون بجانب شهر [ ( 7 ) ] آمده شود ، و به خدمت تخت سلطان [ ( 8 ) ] اعلى ( پيوسته آيد ، الغخان ) با آن لشكر [ ( 9 ) ] بيرون بماند ، و كارها بمراد [ ما ] گردد ، [ و ] آنچه عرض ( داشت ) [ است ] جمله تيسر پذيرد ، و بحصول پيوندد ، و جماعتى از مخلصان حضرت سلطانى و هواخواهان [ ( 10 ) ] ( خدمت ) الغخانى [ ( 11 ) ] را اين انديشه مخالفت چون معلوم شد ، بر سبيل تعجيل به خدمت الغخان عرضه داشت در قلم آوردند ، و از حضرت الغخانى عرضه داشت ، به حضرت تخت رسيد ، تا مخالفان را از شهر اخراج كند ، و تمامت آن قصه [ ( 12 ) ] در ميان [ ذكر ] دولت سلطانى ناصرى ( اعلاه الله شانه ) بتقرير پيوسته است . و كيفيت آنكه ، آن نامها چه كسان در قلم آوردند ، حق تعالى ، از ايشان درگذراند و از نفاقشان توبه دهد [ ( 13 ) ] و در اثناى اين حالت كه هر دو لشكر بهم رسيدند [ ( 14 ) ] شخصى فلان نام كه او را پسر فلان گفتندى ، از طرف ملك بلبن كشلوخان به جاسوسى بيامد ، و خود را چنان نمود ، كه به خدمت [ الغخانى ] آمده است ، و از طرف ملوك و امرائى كه در [ ضد ] خدمت ملك بلبن بودند ، تقرير كرد [ ( 15 ) ] كه همگنان خدمت الغخان را خواهانند ، و اگر خط امان و دست راستى و عهدى بود ، و مرا كه به خدمت
--> [ ( 1 ) ] اصل : الوخان [ ( 2 ) ] مط : صواب [ ( 3 ) ] مط : ميفرمود [ ( 4 ) ] مط : شدند [ ( 5 ) ] اصل : بو الفضول آن [ ( 6 ) ] مط : خالى است از حشم [ ( 7 ) ] مط : چون بدين جانب آمده شود ، [ ( 8 ) ] مط : سلطنت [ ( 9 ) ] مط : حشم [ ( 10 ) ] اصل : هواخواه [ ( 11 ) ] اصل : الوخانى [ ( 12 ) ] مط : اين قصه [ ( 13 ) ] مط : دهاد [ ( 14 ) ] مط : پشم نزديك شده است [ ( 15 ) ] اين كلمه را در اصل كرم خورده ،