منهاج سراج

26

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

پيوست ، در راه چندان لطف فرمود كه در وصف نيايد و در وقت نقل از كاليور ( دو ) صندوق كتب خاص اين داعى را بر شتر [ خاص خود ] نقل كرد و به مهاون برسانيد ، ديگر اوقات لطف [ ( 1 ) ] فراوان ارزانى ميداشت حق تعالى از وى قبول گرداناد ، و بر وى رحمت كناد . چون به حضرت بازآمد ، مقطع ولايت سرستى شد ، چون تخت به معز الدين رسيد ، خدمات وافره كرد ، و چون عهد معزى بانقراض پيوست [ ( 2 ) ] و تخت به علاء الدين رسيد مقطع بداون شد و در شهور سنه اربعين و ستمائة ، مواسات كاتهيهر [ ( 3 ) ] بداون را برانداخت ، و جهاد بسيار كرد ، و به چند موضع مساجد جامع [ ( 4 ) ] ساخت و منبر و خطبه نهاد و حشم ( بسيار ) جمع كرد هشت هزار سوار و پياده و پايك بسيار [ ( 5 ) ] مرتب گردانيد ، و عزيمت بر ان مصمم كرد ، كه به طرف ولايت كالنجر و مهوبه [ ( 6 ) ] لشكر كشيد و آن ولايت را در ضبط خود آورد ، و جماعتى را از كثرت حشم و وفور آلت و عدت و بسيارى قوت و هيبت و دليرى او در لشكركشى حسد آمدن گرفت و نفس ( و ) شيطان به تسويل ايشان را بر ان داشت كه در تنبول [ ( 7 ) ] زهر تعبيه كردند و بوى دادند ، مبطون گشت ، و در ان رنج بعد از چند گاه برحمت حق پيوست [ ( 8 ) ] ملك سبحانه و تعالى حقوق آن ملك نيكوسيرت [ كه در ذمهء اين داعى داشت ] بدعاء آن ذمهء اين داعى [ ( 9 ) ] دوخته گرداناد و يكى از حقوق او آن است : كه ( در ) شهور سنه اربعين و ستمائة ، چون از حضرت دهلى عزيمت ، بر سفر لكهنوتى مصمم شد اتباع را پيش از خود ، به طرف بداون فرستاده آمد ، آن ملك نيكوسيرت ، اتباع و فرزندان اين داعى را علوفه فرمود ، و انواع اكرام [ به ] ارزانى داشت ، و چون بعد از پنج ماه داعى در عقب اتباع به بداون رسيد ، چندان انعام فرمود و اعزاز واجب داشت ، كه در حيز تحرير نيايد ، و اقطاع معين كرد ، بمقام بداون و وفور الطاف [ و ] تشريف واجب داشت اما چون تقدير و رزق به طرف لكهنوتى جذب ميكرد ، و قضاى آسمانى ميبرد رفته شد ، حق تعالى از ان

--> [ ( 1 ) ] مط : الطاف : [ ( 2 ) ] مط : انقراض پذيرفت [ ( 3 ) ] كذا فى الاصل و راورتى ، مط : كاتهيره در يكى از نسخ خطى : كاتهيمر [ ( 4 ) ] اصل : جمع [ ( 5 ) ] مط : پا يك با اسپ [ ( 6 ) ] در حاشيهء اصل به خط غير متن نسخه بدل مهر به نوشته شده در راورتى هم مهوبه است [ ( 7 ) ] تنبول : برگى باشد كه در هندوستان پان گويند و با آهك و فوفل خورند ( برهان ) [ ( 8 ) ] مط : گشت و بعد از چند روز برحمت حق پيوست [ ( 9 ) ] مب : اين ضعيف