منهاج سراج
18
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
و رانگان و مواسات آن ديار اموال وافر گرفت : و چند كرت ولايت بهتيكوره [ ( 1 ) ] را نهب كرد ، و اموال بستد و در شهور سنه اثنى و اربعين و ستمائة چون به طرف لكهنوتى رفت ، و حال او با طغان خان پيش ازين [ فصل ] بتحرير پيوسته است كه به كجا رسيد ، در وقتى كه طغان خان به حضرت بود از لكهنوتى جريده ( در تايس ) [ ( 2 ) ] بيامد و بنه خود را جمله از اوده به لكهنوتى نقل كرد و مدت دو سال به لكهنوتى لشكركشى ( و كامرانى ) كرد پس برحمت حق پيوست هم در ان شب فوت طغان خان بود در راه او ده ، و چون فرزند ملك يغانتت [ ( 3 ) ] در حكم او بود حسن عهد نگاه داشت و ( او را ) از لكهنوتى به طرف او ده آورد در آنجا دفن كرد عليه الرحمة و المغفرة [ ( 4 ) ] ( و حق تعالى سلطان اسلام را بر تخت سلطنت باقى دارد ) [ و الله اعلم بالصواب ] التاسع ملك هندوخان مؤيد الدين مبارك الخازن [ ( 5 ) ] هندوخان مهتر مبارك باصل از مهر [ ( 6 ) ] بود ، چون به خدمت سلطان افتاد سلطان او را بخريد از فخر الدين صفاهانى [ ( 7 ) ] بغايت مرد نيكوسيرت ، و خوب اخلاق [ ( 8 ) ] و صافى اعتقاد بود ، و به خدمت سلطان قربت تمام داشت و محل اعتماد كلى يافته بود و از اول حال تا آخر عهد دولت شمسى ، و رضوى محترم و موقر بود ، و خزينه دار ، و خدمتهاى پسنديده كرده بود و جمله بزرگان سلطان كه بمناصب ملكى و مراتب بزرگى رسيدند در اهتمام و شفقت او بودند ، همگنان را همچو پدر [ ( 9 ) ] مشفق و مهربان بود ، اول كه به خدمت سلطان افتاد يوزبان شد بعد از آن مشعله دار شد ، و در ان مرتبه
--> [ ( 1 ) ] مط : بهتكور در يكى از نسخ تهكوره ، راورتى گويد كه بهتىگورا يا بهتهگوره بر ساحل چپسان در شرق بنارس در مركز كالنجر افتاده [ ( 2 ) ] راورتى از نسخ خود صور مختلف كلمه را نقل مىكند : مانش ، مالش ، تابس . در اصل نيست ، شايد تابس يا تايس باشد ، كه ملك نصرت الدين سالف الذكر بدان منسوب بود [ ( 3 ) ] اصل : تغانتت [ ( 4 ) ] مط : رحمة اللّه عليه [ ( 5 ) ] مط وراورتى : الخازن السلطانى [ ( 6 ) ] راورتى گويد : كه مهر يا مهير در حوضههاى ساگرونر بده در عرض 24 درجه و 16 دقيقه و طول 80 درجه 49 دقيقه واقع است ، چون به اين نام جائى در تركستان و غيره به من معلوم نيست . بنابران مؤيد الدين را غلام ترك نمىتوان شمرد ، بلكه شايد اصلا هندو بود [ ( 7 ) ] اصل : صفهانى [ ( 8 ) ] مط : مردى نيكوسيرت و گزيده اخلاق ، [ ( 9 ) ] مط : بمنزلت پدر