منهاج سراج
103
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
چونكه به منزل ديگر رسيديم [ ( 1 ) ] زمين چنان از روغن آدمى ، چرب و سياه گشته بود ، كه سه منزل ديگر در ان راه ببايست رفت ، تا ( به ) زمين خشك رسيديم ، چندين خلق از عفونت آن زمين ، بعضى رنجور و بعضى هلاك شدند ، چون بدر طمغاج رسيديم بر يك موضع در پاى برج حصار استخوان آدمى بسيار جمع بود ، استفسار كرده آمد ، چنان تقرير كردند ، كه در روز فتح ( اين ) شهر شست [ ( 2 ) ] هزار دختر ( بكر ) [ خود ] را ازين برج ( بيرون ) انداختند ، و همان جا هلاك شدند ، تا بدست لشكر مغل نيفتند [ ( 3 ) ] و اين جمله استخوانهاى ايشان است . چون چنگيزخان را بديديم ، پسر التونخان و وزير او را مقيد پيش ما آوردند ، و در وقت مراجعت تحف [ ( 4 ) ] و هداياء بسيار با ما به خدمت خوارزم شاه فرستاد [ ند ] و گفت : محمد خوارزم شاه را بگوييد : كه من پادشاه آفتاب برآمدم [ ( 5 ) ] و تو بادشاه آفتاب فروشدن [ ( 6 ) ] ميان ما عهد ( و ) مودت و محبت و صلح مستحكم [ با ] شد ، و از طرفين تجار و كاروانها بيايند و بروند ، و ظرايف و بضاعت كه در ولايت من باشد ، بر تو آرند ، و آن بلاد تو همين حكم دارد ، و در ميان تحف و هدايا [ ( 7 ) ] كه نزديك سلطان محمد خوارزم شاه فرستاد ، يك قطعهء زر صامت ، چندانچه [ ( 8 ) ] گردن شترى ، از كوه طمغاج و چين به نزديك او آورده بودند ، چنانچه آن قطعهء زر را بر گردون نقل بايست كرد ، و با ما پانصد شتر ، بار از زر و نقره و حرير و قز [ ( 9 ) ] خطائى ، [ و ترغو ] [ ( 10 ) ] و قندز [ ( 11 ) ] و سمور ، و افريشم [ ( 12 ) ] و ظرايف چين و طمغاج ، با بازرگانان خود روان كرد . و بيشتر آن ( شتران ) زر و نقره بار بود ، چون به اترار [ ( 13 ) ] وصول شد ، قدرخان اترار [ ( 8 ) ] غدر كرد ، از محمد خوارزم شاه اجازت فرمود [ ( 14 ) ] و جملهء
--> [ ( 1 ) ] مط و مب : چون يك منزل ديگر رفتيم [ ( 2 ) ] مط و مب : بيست [ ( 3 ) ] مط و مب : نيفتد [ ( 4 ) ] مط و مب : تحفه [ ( 5 ) ] مط و مب : برآمديم . [ ( 6 ) ] مط و مب : فروشدئيد ، [ ( 7 ) ] مط : هديا [ ( 8 ) ] مط و مب : چنانچه [ ( 9 ) ] مط و مب ، و حرير قرمز خطائى ، ولى قز هم نوعى از ابريشم است [ ( 10 ) ] اصل : قرعو ، ولى در برهان ترغو نوعى از جامهء ابريشمى سرخ باشد [ ( 11 ) ] قندز بر وزن هرمز . نام جانورى است شبيه بروباه و پوستى باشد كه سلاطين پوشند و كلاه نيز سازند ، گويند پوست همان جانور است و بعضى گويند جانوريست شبيه به سگ و در تركستان بسيار است ، و بعضى ديگر گويند سگ آبى است ( برهان ) [ ( 12 ) ] مط و مب : ابريشم [ ( 13 ) ] مط و مب : انزاره ولى اترار معروف است [ ( 14 ) ] مط و مب : طلبيد