منهاج سراج

101

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

از ميان كوهها بيرون آمدند ، و بر ولايت طمغاج زدند ، و دست گشاده كردند و بدوانيدند ، و خلقى را به زير تيغ آوردند ، و چون خبر [ خروج ] چنگيزخان منتشر گشت ، و به آلتون خان رسيد ، گمان برد : كه مگر آن سيصد هزار سوار كه محافظت راه و دره [ ( 1 ) ] مىكردند منهزم شدند ، و به قتل و تاراج آمدند ، دل آلتون خان و جملهء اهل بلاد طمغاج بشكست ، و چون خبر عزيمت ( و ) نهب و قتل و تاراج بدان لشكر رسيد ، كه محافظت آن سر راه مىكردند ، از هيبت آن حال متفرق شدند ، و كشته و اسير گشتند ، و چنگيزخان بر ولايت تغر [ ( 2 ) ] و تبت و طمغاج استيلا يافت ، و بدر شهر طمغاج و بدار الملك التون‌خان آمد ، و مدت چهار سال بر در شهر بود [ در شهر ] منجنيق نهادند ، و بينداختند ، چون سنگ و خشت و غيره آن كم شد [ ( 3 ) ] پس هر چه آهن و روى و مس و سرب و ارزيز [ ( 4 ) ] بود ، همه در منجنيق بينداخت [ ( 5 ) ] پس بالشت [ ( 6 ) ] زر و نقره ، بعوض سنگ در منجنيق ( مىگذاشتند و بيرون مى ) انداختند . ثقات چنين روايت كنند [ ( 7 ) ] كه : در ان مدت چنگيزخان فرمان داده بود تا هيچ كس از لشكر ( مغل ) بدان زر و نقره التفات نه نمايد [ ( 8 ) ] و از ان موضع كه افتاده است برنگيرند [ ( 9 ) ] بعد ( از ) مدت چهار سال كه آن شهر فتح شد و التون‌خان بگريخت ، و پسرش و وزيرش بدست چنگيزخان اسير گشتند ، فرمان داد : تا از دفاتر خازن و مشرفان خزاين التون‌خان تقدير نسخت زرها حاصل كردند ، ( كه چند بالشت زر و نقره بيرون انداختند ، به حكم آن نسخه‌ها جمله زر و نقره طلب كردند ) و بدست

--> [ ( 1 ) ] مط و مب : محافظت آن دره سر راه مىكردند [ ( 2 ) ] كذا در اصل و مط و مب ، [ ( 3 ) ] راورتى در متن ترجمه ( ثغر ) نوشته كه عربى و جمع آن ثغور است ولى در حاشيه گويد كه در نسخ خطى بصور ، مختلف : يغر ، بغر ، بعز ، نعر و هم بدون نقطه آمده ولى تغر بقول اين خرداد به ملك اقوام غز بود ، كه تغر خاقان ناميده مىشد ، و پايتخت وى ارل ، است ، تغرغز يا تغزغز كه ارباب ممالك مسالك آورده‌اند به اين نام نزديكى دارد [ ( 4 ) ] از زيز بمعنى قلعى است كه در عربى رصاص گويند ( فرهنگ نظام ) [ ( 5 ) ] مط و مب : بينداختند [ ( 6 ) ] بالشت كه بمعنى بالش يعنى تكيه است در اين جا مطابق نمىآيد ، ارباب فرهنگ بالش را بمعنى زر مقدار هشت مثقال و دو دانگ طلا هم آورده‌اند ، كه در قديم نزد پادشاهان اتراك مصطلح بود ( برهان ) شايد در قديم اين بالش طلائى را هم بالشت مىگفتند : [ ( 7 ) ] مط و مب : كرده‌اند [ ( 8 ) ] مب : ننمايند [ ( 9 ) ] مط و مب : برنگيرد .