منهاج سراج
76
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
كونين عليه السّلام ، پرده از روى عزم برگرفت ، و صحابه را اعلام داد ، كه به راى [ ( 1 ) ] نبوت به طرف روم مهيا باشيد ، و سبب آن بود ، كه وقت تابستان و موسم گرماء حجاز بود ، و لشكر اسلام بسيار ، و عدد بى شمار ، و در اطراف و اكناف شام و روم قحط بود ، و از مدينه تا تبوك كه مقصد بود ، نود فرسنگ راه بود . چون صحابه استعداد كردند ، سيد انبياء عليه الصلاة و السلام ، از مدينه بيرون آمد با سى هزار مرد صحابى ، ازين جمله ده هزار اسپ سوار و ده هزار شتر سوار و هشت هزار پياده ، على را رضى اللّه عنه در مدينه خليفه فرمود ، پس بجانب تبوك روان شد ، چون بران موضع رسيد ، لشكر هرقل روم متفرق شده بودند ، و از تبوك خالد وليد را بجانب دومة الجندل [ ( 2 ) ] فرستاد و امير ايشان اكيدر كندى [ ( 3 ) ] بود ، و مصطفى خالد را فرمود : كه تو او را در شكارگاه خواهى يافت ، خالد در شب به او رسيد ، و او را بگرفت ، و به خدمت مصطفى آورد ، چون او را بخشيد جزيه قبول كرد و بازگشت ، و سورهء براءة من اللّه و رسوله [ ( 4 ) ] درين سال نازل شد و ابو بكر و على را رضى اللّه عنهما بجانب مكه فرستاد ، بر قافلهء مشركان تا اعلام دادند ، و اللّه اعلم ، اللهم صل على محمد و على آل محمد و بارگه و سلم . السنه العاشره من الهجره اين را سنة الحج الوداع گويند ، درين سال مصطفى عليه السّلام و التحيه اسامهء زيد را به زمين فلسطين فرستاد ، تا كينهء پدر را زيد حارثه [ ( 5 ) ] ، باز خواهد . چون آنجا رفت ، آن زمين را نهب كرد ، و آن مشركان را بسيار بدوزخ فرستاد ، و بلاد ايشان را بسوخت ، و درين سال از جملهء قبايل عرب فوج فوج به خدمت مصطفى آمدن گرفتند ، و اسلام قبول كردند ، و او عليه السلام با جملهء حجرهاء خود كه امهات مؤمنين بودند ، از مدينه بيست و پنجم ماه ذى القعده بر عزيمت حج بيرون آمد ، و با همه اهل بيت حج گذارد ، و هدى بداد ، و كعبه را وداع كرد ، و خطبهء الوداع گفت . چون سال يازدهم درآمد ، در آخر ماه صفر ، زحمت و مرض بر ذات مبارك او
--> [ ( 1 ) ] اصل : كه راى . [ ( 2 ) ] اصل : دوته الجندل . [ ( 3 ) ] : اصل : اكرر ، بقول بلاذرى : اكيدر بن عبد الملك الكندى . [ ( 4 ) ] آيهء اول سوره التوبه . [ ( 5 ) ] اصل : از زيد حارثه .