منهاج سراج

71

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

دى القعده حرب خندق بود ، و سبب آن بود كه جهودان بنى قريظه عهد مصطفى عليه السلام بشكستند ، و مشركان مكه را بر قتال محمد تحريض كردند ، و سر ايشان حى اخطب بود ، و سلام بن ابى الحقيق بود ، غطان [ ( 1 ) ] كه سر ايشان عتبه بن الحصين الفوارى [ ( 2 ) ] بود ، و ابو سفيان و سران قريش جمله ده هزار مرد بدر مدينه آمدند ، مصطفى به مشورت سلمان فارسى خندق فرموده ، و با سه هزار مرد بيرون آمد ، و بيست و اند روز جنگ قايم شد ، تا به آخر مبارزان مشرك عمرو بن عبد ود كه مبارز عرب بود ، و عكرمهء ابو جهل ، و ديگران در خندق درآمدند ، على بن أبى طالب كرم اللّه وجهه ، عمرو عدى [ ( 3 ) ] را ضربتى بزد ، و بدوزخ فرستاد ، و ديگران به هزيمت از خندق بيرون رفتند ، و سعد پسر نعيم مسعود اشجعى [ ( 4 ) ] رضى اللّه عنهما با جازت مصطفى حيلتى و مكرى انديشيد و جهودان را در شب گفت : كه من دوست شماام ، نصيحت من بشنويد ، از قريش گروگان بستانيد ، آنگاه با محمد قتال كنيد ! قبول كردند ، پس به نزديك قريش آمد و گفت : بدين جهودان اعتماد مكنيد : كه ايشان ميخواهند تا از شما گروگان بستانند و صد مرد به محمد دهند ، و به خدمت مصطفى آمد گفت : كار هر دو فريق كردم ديگر روز قريش از جهودان مدد خواستند ، جهودان از قريش گروگان التماس نمودند ، سخن نعيم راست افتاد ، هر دو فريق با هم بى اعتماد شدند ، و شب حق تعالى فرشتگان را بفرستاد ، تا خيمهاء ايشان بركندند ، و سرما بر ايشان گماشت همه خايب و خاسر باز گشتند ، و مصطفى لشكر بدر بنى قريظه آورد و بيست و پنج روز ايشان حصار دادند ، پس بر حكم سعد معاذ فرود آمدند ، او بقتل مردان ايشان و اسم فرزندان حكم كرد ، و مصطفى عليه السّلام فرمود : تا هفتصد مرد ايشان را بدوزخ فرستادند ، و زن و فرزندان ايشان را برده [ 5 ] كردند ، و درين جنگ هفت تن از مسلمانان شهيد شدند ، رضى اللّه عنهم .

--> [ ( 1 ) ] اصل : كه عطفان را . [ ( 2 ) ] كذا ، ولى صحيح آن بقول طبرى و غيره عيينه بن حصن بن حذيفه بود از بنى فزاره . [ ( 3 ) ] كذا ، ولى همان عمرو بن عبد ود است . [ ( 4 ) ] كذا ، ولى بقول طبرى نعيم بن مسعود بن عامر اشجعى بود و بعد ازين ميآيد كه سخن نعيم راست افتاد ، پس اينجا كلمات سعد پسر زايد است . [ ( 5 ) ] اصل : اسير .