منهاج سراج

58

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و بشام رفت ، و نسطور [ ( 1 ) ] راهب را بديد ، به مكه باز آمد ، بيست و چهار ساله بود ، و از آن پس به دو ماه خديجه را رضوان اللّه عليها بزنى كرد ، و از پس آن بده سال بنياد كعبه را نو كردند ، و در قبايل عرب خلافى افتاد در نهادن حجر الاسود ، به حكم اشارت مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم رضا دادند و بران برفتند . و از پس آن به پنج سال به روى وحى آمد ، و پيغامبر عليه السّلام و التحيه در ان وقت چهل ساله و دوازده روزه بود ، وحى روز آدينه بيست و هفتم ماه رجب آمد ، و از پس آن به پنج سال جنگ حصار شعب [ ( 2 ) ] بود ، و از پس آن به چهار سال و دو ماه و دو روز ، مرگ ابو طالب بود ، و از پس مرگ ابو طالب سه روز مرگ خديجه بود ، و از پس مرگ خديجه به ماه و شش روز هجرت طايف بود ، زيد بن حارثه [ ( 3 ) ] را با خود ببرد ، و بيست و هشت روز آنجا ببود و به مكه باز آمد ، و از پس آن به يك سال و شش ماه و شش روز معراج بود . و از پس آن به يك سال و دو ماه و يك روز هجرت بود از مكه بمدينه ، و پيغامبر عليه السّلام درين وقت پنجاه ساله بود ، ميان مبعث و هجرت دوازده سال بود و نه ماه . و از پس آن چهار ماه و چهار روز تزويج فاطمه بود رضى اللّه عنها . و از پس تزويج فاطمه به چهارده روز فاطمه را به على كرم اللّه وجهه سپرد ، و از پس هجرت بيك سال و نه ماه ، روزه ماه رمضان فريضه گشت ، و از پس آن به سيزده روز فرمان آمد به قبله گردانيدن از بيت المقدس بسوى كعبه ، و از پس آن يك ماه و دو روز كار زار بدر بود ، و از پس آن بيك ماه كارزار بنى سليم بود و پس آن به شش ماه و چهار روز ولادت حسن بود بن على كرم وجهه و رضى اللّه عنهما ، و از پس آن به بيست روز حرب احد بود ، و از پس آن به يك سال ، و دو ماه و ده روز كارزار بنى النضير بود ، و از پس آن بيست و هشت روز ولادت حسين بن على بود رضى اللّه عنه و از پس آن بشش ماه و يازده روز تزويج ام سلمه بود و از پس آن به يك ماه و بيست و

--> [ ( 1 ) ] اصل : نسوه ، مورخان قديم نام اين راهب را تصريح نكرده‌اند ، ميرخوند و ديگر متأخرين نسطور و قسطور نوشته‌اند . محمد حسين هيكل در حيات محمد ص گويد : كه يك نفر راهب نسطورى درين سفر با حضرت محمد ( ص ) سخن گفت . [ ( 2 ) ] اصل : ثعب ، ولى شعب درست است ، مطابق بقول مسعودى : و في سنة ست و اربعين كان حصار قريش للنبى ص و بنى هاشم و بنى عبد المطلب فى الشعب . [ ( 3 ) ] اصل : حارث .