منهاج سراج

46

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

اعلام دادند ، ساره را بنزديك خود برد ، خواست تا به دو تعلق سازد ، دستش خشك گشت ، ازو دعا خواست ، دستش به حال صحت باز آمد . كنيزك قبطى را كه در حرم او بود به او بخشيد ، و گفت : ها اجرك [ ( 1 ) ] اسم آن كنيزك هاجر شد . چون به خدمت مهتر ابراهيم عليه السّلام آورد ، به خدمت او بخشيد ، و مهتر اسماعيل از بطن او بود . و اسماعيل از اسحاق به سيزده سال مهتر بود ، و خليل او را بغايت دوست گرفت ، ساره را غيرت آمد و گفت : او را از نزديك من بجاى ديگر نقل كن . ابراهيم خليل اللّه عليه السّلام هاجر و اسماعيل را به زمين حجاز آورد ، بموضعى كه شهر مكه است ، بفرمان حق تعالى . و اسماعيل در آن وقت شيرخواره بود ، و بروايتى سه ساله و بروايتى سيزده ساله ، مهتر ابراهيم سه روز نزديك ايشان مقام گرفت و برفت ، و چون عطش بر ايشان غالب گشت ، حق تعالى چاه زمزم را به جهت ايشان ظاهر كرد ، و قوم جرهم كه اعراب يمن بودند ، و مضامن [ ( 2 ) ] ابن عمرو الجرهمى ملك ايشان بوده است ، به سبب آن آب آنجا ساكن شد . مهتر اسماعيل ميان ايشان بزرگ شد ، و زبان عربى از ايشان بياموخت ، و مهتر ابراهيم عليه السّلام ، پيوسته بديدن ايشان آمدى ، و بفرمان حق تعالى خانه كعبه بموافقت مهتر اسماعيل بساخت از بيخ كوه طور سينا و كوه لبنان و كوه جودى ، و كوه حرى . و چون خانه ساخته شد ، جبرئيل او را تعليم كرد ، حج و مناسك بجاى آوردن ، و قربان نكرد ، در شب ترويه [ ( 3 ) ] بخواب ديد : كه خيز پسر را قربان كن ، تا آنجا كه حق تعالى فدا فرستادش . پس اسماعيل زن خواست ، دختر مضاض ابن عمرو سيده نام ، و او را از آن فرزندان آمدند ، و بسيار شدند ، و عمالقه را از ديار مكه و حجاز نفى كردند و بر شريعت ابراهيم و ملت حنيفى بودند ، و عمر إسماعيل صد و سى و هفت سال بود . و هاجر پيش از و وفات يافته بود ، و او را در حجرهء كعبه نهاده بودند . چون اسماعيل عليه السّلام برحمت حق پيوست ، او را جوار مادر دفن كردند . و اللّه اعلم باحوال اصحاب القبور .

--> [ ( 1 ) ] مگر آن فرعون در مصر هم دران اوقات عربى حرف ميزد ( ؟ ! ) در حالى كه چند سطر بعد از عربى ياد گرفتن اسماعيل از اعراب جرهمى ذكر رفته است ( ! ) . [ ( 2 ) ] در طبرى طبع مصر مضاض ، و ترجمه بلعمى و روضه الصفا طبع هند مصاص آمده . [ ( 3 ) ] معنى لغوى ترويه سيراب گردانيدن و يوم الترويه روز ششم ماه ذى الحجة باشد ( منتهى الادب 2 : 1034 )