منهاج سراج
357
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
باز گردانيدند ، و ملك غور سلطان غياث الدين را صاف شد ، و بعد از ان بجانب گرمسير و زمين داور آمد و آن ديار را مستخلص گردانيد و ملك غور او را مسلم شد و چون تاج الدين يلدوز هرات كشته شد و لشكر بهراة منهزم باز رفت [ ( 1 ) ] ، بهاء الدين طغرل كه ( يكى ) از بندگان سلطان سنجر بود هرات ( را ) در ضبط خود آورد و مدتى نگاه داشت تا اهل هرات به خدمت ملك غياث الدين ( مكتوبات ) استدعا ارسال كردند ، و آن فتح هم برآمد بعد از چند سال قادس و ولايت كاليون [ ( 2 ) ] و فيوار و سيفرود در ضبط آمد ، چون آن بلاد در تصرف آمد ، دختر عم خود ملكه تاج الحرير [ ( 3 ) ] جوهر ملك بنت السلطان علاء الدين را در حبالهء خود آورد و تمام بلاد غرستان [ ( 4 ) ] و طالقان و جرزوان [ ( 5 ) ] مسلم شد و بلاد جروم و تكناباد [ ( 6 ) ] بسلطان معز الدين داد ، و بعد از آنكه از سجستان باز آمده بود ، به طرف غزنين و ولايت زاول و جروم [ ( 7 ) ] و حوالى آن سوار فرستادن گرفت ، و بلاد كابل و زاول و غزنين [ در آن عهد ] بدست ( قبايل ) غزان بود و از دست خسرو شاه بستده بودند ، و عهد خسرو شاه منقرض گشته بود ، و پسر او خسرو ملك تختگاه خود به لو هور ساخته بود . سلطان غياث الدين فرمان داد : تا حشمهاى جبال غور و آن قدر كه از خراسان در تصرف او آمده بود جمله جمع شدند و روى بغزنين نهاد ( ند ) و اميران غز [ ( 8 ) ] كه در غزنين بودند ، چون طاقت مقاومت لشكر غور نداشتند
--> [ ( 1 ) ] مط : گشت [ ( 2 ) ] : اصل : كاليو و فيوار و سيفرود . پ : فتوار و سيفر . در بمضى نسخ : كاليون يا كاليوار ينوار ، يا فيوار يا بغشور . متن راورتى : فارس و ولايت كاليون و فيوار و بغشور . اختلاف نسخ راورتى : فارس فادس ، قادس . بغشور يا سيفرود . چنانچه گذشت قادس اكنون هم در هرات مشهور است . اما بغشور بقول ابن حوقل از مدن باميانست ، كه ابو الفداء ( ص 457 ) آن را از كور خراسان گفته است . اما بقول اصطخرى ( ص 212 ) كالوون ( كالون ) از شهرهاى خراسان بود ، كه بين مدن هرات و مرو ذكر رفته است ، دربارهء فيوار ( ر : 26 ) [ ( 3 ) ] مط : دختر عم خود ملك تاج الدين ، جوهر ملك بنت السلطان علاء الدين حسين را در ، راورتى : دختر عم خود ملكه تاج الدنيا و الدين گوهر ملك بنت سلطان علاء الدين حسين . [ ( 4 ) ] مط : غرجستان [ ( 5 ) ] مط : خزروان ، حرزوان ، حروران . پ : خردران ولى جرزوان معرب گرزيوان كنونى است كه مربوط ميمنه افغانيست [ ( 6 ) ] مط : و از بلاد حروم و تكيناباد . راورتى : جروم و تگين آباد [ ( 7 ) ] اصل : حروم [ ( 8 ) ] اصل : و اميران غزنين كه در غزنين .