منهاج سراج

328

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

مدام خصومت با هم ميبود ، اهل اسلام و اهل شرك را ، چنانچه كوشكى با كوشكى [ ( 1 ) ] ديگر جنگ داشتى ، و مدام منازعت كردندى ، و بسبب حصانت جبال راسيات كه در غور است هيچ غيرى را با ايشان [ ( 2 ) ] استيلا نميبود ، و سر جمله منديشيان [ ( 3 ) ] شنسبانى امير سورى بود ، و در غور پنج باره كوه بزرگست و عالى [ ( 4 ) ] ، كه اهل غور اتفاق دارند ، كه از راسيات جبال عالم است ، يكى از آن زار مرغ منديش است [ و چنين تقرير كردند ] كه قصر [ ( 5 ) ] و دار الملك شنسبانيان در دامن آن كوه كنند و گويند : كه سيمرغ زال زر ، را كه پدر رستم بود ، دران كوه پرورده است ، و بعضى از ساكنان دامن آن كوه ( چنين ) تقرير كنند : كه در سنين كه ميان خمسمائه و سمائه بود ، از ان كوه آواز ناله و تعزيت آمد ، كه زال زر در گذشت . كوه دوم سرخ غر [ ( 6 ) ] نام دارد ، هم در ولايت منديش [ ( 7 ) ] است بحدود تجيز [ ( 8 ) ] . كوه سيوم [ در ] اشك [ ( 9 ) ] است ببلاد تمران ، كه عظمت و رفعت آن زيادت از همه بلاد غور است ، و بلاد تمران در شعاب و اطراف آن كوه است . و چهارم كوه ورنى [ ( 10 ) ] است كه بلاد داور و والشت [ ( 11 ) ] و قصر كجوران [ ( 12 ) ] در شعاب و اطراف اوست . و پنجم كوه روئين [ ( 13 ) ] است در بلاد غور با حصانت و رفعت تمام ، و گفته‌اند : كه پنجم فج خيسار [ ( 14 ) ] است كه طول و امتداد

--> [ ( 1 ) ] مط : كوشك با كوشك جنگ داشتى . راورتى : كوشك با كوشك [ ( 2 ) ] مط : بديشان . [ ( 3 ) ] اصل : بلنديشيان [ ( 4 ) ] مط : بزرگ و عالى است . [ ( 5 ) ] راورتى : كه كوشك و دار الملك شنسبانيان در دامن آن كوه است [ ( 6 ) ] اصل : سر حصر . پ سر خصر . مط : سر خصر . راورتى گويد : كه در يك نسخه كهنه سرخ غر نوشته شده ، و در ديگر نسخ بصور مختلف سرخضر ، سرخف سرحضر ، سرحفر ، سرحصر ، سرحضر آمده ، كه از همه سرخ غر به صحت اقرب به نظر مىآيد ، و غر در پنبتو بمعنى كوه است . [ ( 7 ) ] اصل : لمنديس [ ( 8 ) ] مط : تخبر . متن راورتى : تجير كوه . پ : در حدود بجز . نسخ قلمى راورتى : تخير ، تخر ، تجز ، تحر ، جين ، تجين ، چين . [ ( 9 ) ] پ : در ، ندارد [ ( 10 ) ] مط و پ : وزنى . راورتى : ورنى . [ ( 11 ) ] راورتى گويد : كه در بعضى نسخ داور و والشت است ، و در نسخه پترسبورگ غور و والشت آمده ، و به ( كورو والشت ) بيهقى نزديكى دارد ، كه بين غزنى و منديش واقع بود ، كذا در بعضى نسخ زاريستان يا والستان هم آمده ، و راورتى چنين خوانده : كه بلاد داور و زاوليست . براى تطبيق و تصحيح ( ر : 27 و 28 ) آخر كتاب . [ ( 12 ) ] مط : كحوران ( ر : 27 و 28 ) پ : كوران [ ( 13 ) ] مط : روين . پ : رواين . [ ( 14 ) ] مط : فج و خيسار .