منهاج سراج

326

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

( بنى اسرائيل ) او را آداب ملوك و خدمت درگاه ( خلافت و ) سلاطين ( و شرايط تعظيم ) دار الخلافه تعليم دادن گرفت و به جهت او لباس قبا و كلاه و موزه و زين استعداد ( كرد ) سوارى و كار بستن اسلحه تلقين و تفهيم مهيا و مرتب ميكرد ، چنانچه منازع او شيش [ ( 1 ) ] بن بهرام را از ان جمله هيچ معلوم نبود تا چون بدار الخلافه رسيدند ، شيش [ ( 1 ) ] بن بهرام همچنان با لباس مختصر غوريانه كه در خانه معهود او بود در رفت ، و امير بنجى نهاران با لباس اميرانه و ( زى ) مهترانه ، و استعداد و آداب ، به حضرت خلافة آمد ، بعد آداب [ ( 2 ) ] خدمت درگاه خلافت ، بوقت فرصت ( هر دو ) آنچه مقصود هر دوى ايشان بود با شرايط خدمت ، بموقف عرض رسانيدند ، و حال منازعت با يك ديگر به خدمت وزير و استاد الدار [ ( 3 ) ] باز گفتند و مقصود و مطلوب كلى در ميان آوردند . أمير المؤمنين هارون الرشيد ، بعد از آنچه قصهء ايشان را مطالعه فرموده بود ، و نظر مبارك او به حال ايشان ملحق شده ، در حق امير بنجى نهاران تربيت فرمود . چون امير بنجى نهاران از جمال نصيب شامل و نصاب كامل داشت ، و بحسن طبيعت [ ( 4 ) ] و طراوت زينت آراسته بود ، بر لفظ مبارك أمير المؤمنين رفت : هذا قسيم [ ( 5 ) ] ، يعنى اين بنجى نيكورويست ، و آداب امارت و اسباب فرماندهى و ايالت و حسن صورت و صفاء [ ( 6 ) ] سريرت ، جمع دارد ، امارت غور حوالهء او بايد فرمود ، و پهلوانى ( لشكر ) ممالك غور حوالهء شيش [ ( 7 ) ] بن بهرام بايد كرد ، و به تشريف دار الخلافه هر دو بدين اسم مشرف شدند و بجانب غور باز آمدند به حكم فرمان حضرت خلافه مراجعت كردند ، و از آن عهد لقب سلاطين شنسبانى از لفظ مبارك أمير المؤمنين هارون الرشيد قسيم أمير المؤمنين گشت ( رحمهم اللّه اجمعين ) چون هر دو تن بغور باز آمدند ، امارت شنسبانيان و پهلوانى شيثانيان را ، و تا بدين عهد هم بدان [ ( 8 ) ] قرار بود . سلاطين انار اللّه براهينهم همه شنسبانى بودند

--> [ ( 1 ) ] اصل : سيش [ ( 2 ) ] مط : و بعد از يافت خدمت [ ( 3 ) ] مط : و اسناد دار الخلافه [ ( 4 ) ] مط : طينت . [ ( 5 ) ] مط : كه هذا قسيم أمير المؤمنين [ ( 6 ) ] مط : و صفايى [ ( 7 ) ] اصل : سيش [ ( 8 ) ] مط : بران .