منهاج سراج
317
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
و از آنجا به زمين آذربيجان رفت ، و كافر گرج [ ( 1 ) ] را بشكست ، و آن ممالك در ضبط او آمد ، و با لشكر روم و شام مصاف كرد و منهزم شد و بعاقبت صلح افتاد ميان او و ميان لشكر شام [ ( 2 ) ] ، و ترنى [ ( 3 ) ] مغل كه ملتان را حصار داده بود ، به نزديك او رفت از پيش چنگيزخان ، و اسلام آورد ، چند كرت لشكر مغل در عقب او برفت و فتح او را بود ، بعاقبت در شهور سنه ثمان يا سنه تسع و عشرين و ستمائة ، در سرحدهاى آذربيجان به طرف شام و ديار بكر لشكرگاه داشت ، لشكر مغل مغافصة به دو رسيد منهزم شد بموضعى رسيد از ولايت اخلاط و به ديهى منزل كرد ، شحنهء ديه او را بشناخت در مصافى كه با شاميان كرده بود ، برادران و فرزندان شحنه را كشته بود . آن شحنه برين وقت ، چون بر وى دست يافت او را شهيد كرد ، و ديگر روز به پادشاه شام اعلام دادند تأسف بسيار خورد ، و كشندهء او را سياست فرمود . درين حادثه خواهر اتابك فارس بشام افتاد ، او را اعزاز كردند و بپارس باز فرستادند ، و دولت خوارزمشاهيان منقرض گشت ، و بقاياء ملوك و حشم ايشان در زمين شام و مصر بودند . رحمة اللّه عليهم اجمعين و ادام الدولة السلطانية الناصريه و السلام .
--> [ ( 1 ) ] اصل و پ : كرخ . راورتى : گرج [ ( 2 ) ] اصل : لشكر شاه [ ( 3 ) ] كذا . راورتى : تورتى . پ : لشكر شام و ديگر مغل كه ملتان را . . . الخ .