منهاج سراج
288
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
در حدود شام و مغرب با لشكرهاء گران غزو و جهاد بسيار نمودند ، و چون ملك ايوب بن شادى درگذشت ، از وى چهار پسر ماند : اول : صلاح الدين يوسف بن ايوب . دوم ملك العادل ابو بكر بن ايوب . سيوم شهنشاه بن ايوب چهارم سيف الاسلام بن ايوب . چون ايوب در گذشت ، پسران او در خدمت عم خود ملك اسد الدين بودند . و اول كس كه از ايشان پادشاه شد در مصر ، اين اسد الدين بود و اول كس كه در شام پادشاه شد ، صلاح الدين يوسف بود ، چنانچه بعد ازين تقرير يابد . انشاء اللّه تعالى . الرابع الملك اسد الدين بن شادى بمصر ثقات روات چنين روايت كردهاند : كه جماعتى از علويان مغربى دعوى خلافت كردند ، و از مغرب لشكر بمصر آوردند ، و مصر از دست امراء عباسى بيرون كردند ، و اسم مهتر ايشان المستنصر بود ، و ايشان را بعضى علما به قرامطه نسبت كنند ، و آن مملكت بدست فرزندان ايشان بماند ، تا بدان عهد كه از بلاد روم ، لشكر افرنج روى بمصر نهاد ، و آن بلاد را غصب كردند ، چون علويان مصر را قوت مقاومت و دفع ايشان نبود ، از سلطان نور الدين شام مدد التماس نمودند ، سلطان نور الدين ملك اسد الدين شادى را نامزد فرمود ، تا كفار افرنج را از بلاد مصر دفع كند ، ملك اسد الدين شادى از خدمت سلطان التماس نمود : تا صلاح الدين يوسف كه برادرزادهء او بود با او نامزد نمايد ، ملك اسد الدين باصلاح الدين هر دو از شام [ ( 1 ) ] روى بمصر آوردند ، چون بحدود مصر رسيدند ، كفار افرنج از وصول لشكر شام خبر يافتند ، عنان جرأت در كشيدند و بسر حدى كه رسيده بودند ، همانجا توقف كردند ، لشكر شام بمصر درآمد و استيلا يافت ، چون قوت و شوكت بسيار داشتند علويان مصر خايف شدند ، و از استمداد ايشان پشيمان گشتند ، كه لشكر شام را از استيلا و تصرف ، قوت آن نداشتند منع كنند ، سيدى كه در مسند خلافت مصر بود وزيرى داشت شاور نام ، او را در سر طلب كرد و فرمود :
--> [ ( 1 ) ] اصل : از شادى . راورتى : از شام .