منهاج سراج

276

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و اطراف ممالك نيمروز در ضبط آورد ، و مدتى ملك راند و درگذشت و زعم آن ملوك آن بود ، كه از آل كيكاوس اند رضى اللّه عنهم اجمعين . ثقات چنين روايت كرده‌اند : كه بلاد سجستان را نيمروز از بهر آن گويند : كه تمامى آن بلاد دريا بود ، چون مهتر سليمان را بر فرشى كه باد برد از فارس بكوه مهتر سليمان كه برابر ملتانست ، گذر بران دريا افتاد فرمود : كه از ريگ پر كردند ، ديوان نيمروز آن مصلحت تمام كردند ، دريا زمين شد ، آن زمين نيمروز گشت ، و آن ناتمام بماند . و السلام . الثانى تاج الدين ابو الفتح [ ( 1 ) ] ملك تاج الدين ابو الفتح بن طاهر پادشاه بزرگ و عادل بود ، چون پدر او برحمت حق پيوست ، بفرمان سلطان سنجر ، مملكت نيمروز در ضبط آورد و بساط عدل بگسترد ، و خلق او را مطيع شدند ، و آثار خير ازو در شهر و اطراف سجستان بسيار باقى ماند ، و با سلطان سنجر ( به ) مصاف خطا رفت ، و لشكر سجستان با خود ببرد ، و چون مصاف شكسته شد ، ملك تاج الدين ابو الفتح گرفتار آمد ، چون او را بدان موضع بردند كه اوردوى خطا بود ، تخته بندى بر پاى او نهادند و زنجير گران در كشيدند ، و او را مقيد كردند . ثقات چنين روايت كردند : كه يكى از مستورات خان خانان ( را ) بر ملك تاج الدين ابو الفتح نظرى در افتاد ، و در خفيه او را عزيز داشت ميكرد و ما يحتاج او به قدر كفاف و زياده ميرسانيد ، و در تيمار داشت او دقيقه مهمل نگذاشت تا هم بسعى آن مستوره ناگاه ملك تاج الدين ابو الفتح خلاص يافت ، و از اوردوى خطا روى بفرار آورد ، و آن زنجير و تخت بند با خود آورده بود بسيستان ، و مملكت نيمروز كه از جمال و شهامت او خالى مانده بود ، زيب و زينت گرفت ، آن تخت بند و زنجير كه با خود آورده بود ، در پيش مقصورهء جامع بفرمود ، تا معلق بياويختند ، و منهاج سراج كه نويسندهء اين طبقات است در شهور سنه ثلاث و عشر و ستمائة به شهر رسيد ، و آن زنجير و تخت بند در مسجد جامع ديد ، هر كه بدان شهر معظم رسيده باشد در نظر آورده باشد . ملك تاج الدين ابو الفتح پادشاه عالم و فاضل بود ، چنين روايت كنند :

--> [ ( 1 ) ] راورتى گويد : كه ديگران تاج الدين ابو الفضل ناصر بن طاهر نوشته‌اند ( 480 ه ) .