منهاج سراج

247

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

چون نشاپور [ ( 1 ) ] و باورد ، و اطراف خراسان با او [ ( 2 ) ] مواضع چراخوار تعيين شد . چون حق تعالى خواسته بود : كه ايشان بعاقبت بزرگ شوند ، و از تخمهء ايشان سلاطين ( و ) ملوك كامگار در رسند ، اگر چه سلطان محمود بعد از آن پشيمان شد ، سود نداشت فلا مرد لقضائه . امام ابو الفضل بيهقى رحمه اللّه چنين آورده در تاريخ ناصرى : كه چون سلطان محمود انار اللّه برهانه چهار هزار بنه سلجوقيان را از جيحون بگذرانيد مهتر ايشان چهار تن بودند : يغمر [ ( 3 ) ] و بوقه و كوكتاش و قزل و به اطراف خراسان مرغزارها برايشان قسمت فرمود ، و ايشان را بملوك خراسان سپرد ، فرمان داد : تا از هيچ نوع سلاح برندارد ، و مهتر ايشان كه پسر بزرگ سلجوق بود ، و به مردى داستانى ، او را بملتان فرستاد با دو پسر ايشان هم در ملتان بعد از مدتى درگذشتند ، بقيهء ايشان كه بما وراء النهر مانده بودند ، هر سال از نور [ ( 4 ) ] بخارا به درغان خوارزم آمدندى به چرا خور و ايشان را به ملك جند كه شاه [ ( 5 ) ] نام بود ، خصومت اصلى بود . در عهد سلطنت مسعود شهيد طاب ثراه ، امير خوارزم پسر التونتاش در سلطان عاصى شد ، سلجوقيان با او دران عصيان يار شدند و در سال سنه خمس و عشرين و اربع مائه ايشان را بموضعى از بلاد خوارزم كه آن را رباط ماشه گويند چرا خوار داد . چون ملك جند را از حال ايشان خبر شد بر ايشان تاخت و به قدر هشت هزار مرد از ايشان بكشت ، اندك عددى ماندند ، و در كار خود متحير گشتند . امير خوارزم هارون عاصى پسر التونتاش كشته شد سلجوقيان را بودن بديار خوارزم ممكن نبود ، و از خوف پسران على تگين كه ملك بخارا بود به خانان افراسيابى نتوانستند رفت ، بضرورت به طرف نسا و مرو آمدند ، به قدر هفتصد سوار بابنه و اتباع خود ، و يغمر كه از امراء ايشان بود در گذشته بود از وى پسرى مانده . چون آن جماعت از طرف خوارزم بجانب نسا و مرو آمدند ، پسر يغمر را طاقت مقاومت ايشان نبود ، بدان سبب كه اگر چه

--> [ ( 1 ) ] در ترجمه راورتى چنين است : و ديگر اتباع او را بديار خراسان چون نسا و نشاپور و باورد . . . كه اين هر سه از شهرهاى معروف خراسان بودند ( حدود العالم ) [ ( 2 ) ] پ : خراسان بالاى مواضع الخ . . . [ ( 3 ) ] اصل : يعمر . راورتى و بيهقى و ابن اثير : يغمر . در اصل چند سطر بعد مكررا يغمز . [ ( 4 ) ] اصل : از هور بخارا [ ( 5 ) ] اصل : شام ، ولى در ترجمه راورتى : شاه . در اخبار الدوله السلجوقيه صدر الدين على گويد ( ص 6 ) كه سلطان مسعود در 428 ه به تگيناباد شد و ايالت خوارزم را به شاه ملك الجندى تفويض فرمود