منهاج سراج

243

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

بتخت نشست ، چون ملوك و سلاطين غور انار اللّه براهينهم مملكت آل محمود را در تزلزل انداخته بودند ، و غزنين را و بست و زمين داور و تكين آباد [ ( 1 ) ] از دست ايشان بيرون كرده [ ( 2 ) ] و خراب گردانيده [ ( 3 ) ] و وهن بدان دولت راه يافته ( بود ) و رونق ملك برفته خسرو شاه چون بتخت نشست ضعيف بود ، ملك را ضبط نتوانست كرد ، و جماعت غزان بر خراسان استيلا آورده بودند ، عهد سلطان سعيد سنجر گذشته بود ، فوجى به طرف غزنين آمد ، و خسرو شاه با ايشان مقاومت نتوانست كرد ، به طرف هندوستان آمد ، و غزنين از دست او بيرون شد ، بدست غزان افتاد و مدت دوازده سال ايشان داشتند ، تا سلطان سعيد غياث الدين محمد سام انار اللّه برهانه لشكر از غور به طرف غزنين آورد ، و لشكر [ ( 4 ) ] غز را بشكست و غزنين بگرفت و سلطان سعيد معز الدين محمد سام را بتخت غزنين بنشاند ، و خسرو شاه به لوهور هندوستان آمده بود ، ملك او هفت سال بود ، برحمت حق پيوست . و اللّه اعلم بالصواب حق تعالى [ مملكت ] پادشاه مسلمانان ناصر الدنيا والدين را باقى و پاينده داراد . آمين و رب العالمين . تاج الدولة سلطان حليم خسرو ملك نور اللّه مرقده به لوهور بتخت نشست و او پادشاه در غايت حلم و كرم بود ، و حيا و عشرت دوست و صفات ( حميده بسيار داشت اما چون ) برساته [ ( 5 ) ] ( دولت ) خاندان خود افتاده بود ، از وى ذكرى جميل ( نماند ) و دولت آن دودمان به دو منقضى [ ( 6 ) ] شد و فتور در كار سلطنت او به آخر ظهور پذيرفت ، و جمله امراء و كارداران ملك او از اتراك و احرار از وى مستريد [ ( 7 ) ] گشتند ، و خادمان و حران ، امارت ولايت و فرماندهى ملك بر دست گرفتند ، و او دايما در عشرت بافراط مشغول بود .

--> [ ( 1 ) ] اصل : تكباد [ ( 2 ) ] مط : كسرد [ ( 3 ) ] مط : گردانيد [ ( 4 ) ] مط : و ترادف غز را بشكست . [ ( 5 ) ] اصل : برهاقه [ ( 6 ) ] مط : منتهى [ ( 7 ) ] مط : متزايد . در حاشيه مط گويد كه در بعضى نسخ مستريد و مسريد هم آمده .