منهاج سراج

235

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و تاجيك [ ( 1 ) ] بقتل رسانيد ، و او را صيتى و نامى ( از ان حاصل ) شد ، و ممالك در ضبط او بود [ ( 2 ) ] ، و مدت نه سال ملك راند ، و در سنه احدى و اربعين و اربعمائه برحمت حق پيوست ، و مدت عمر او سى و نه سال بود ، و اللّه اعلم [ بالصواب ] [ ( 3 ) ] . السادس على بن مسعود و محمد بن مودود بالشركه [ ( 4 ) ] هر دو شاهزاده عم و برادر زاده را تركان و اكابر مملكت بتخت نشاندند [ ( 5 ) ] و هر كس كارى بر دست گرفت ( و ) چون ايشان را راى و تدبير و ضبط [ ( 6 ) ] نبود ، خلل به حال لشكر و رعايا راه يافت . بعد از دو ماه سلطان عبد الرشيد را به تخت نشاندند ، و ايشان را به قلعه باز فرستادند ( و اللّه اعلم بالصواب ) . السابع عبد الرشيد بن محمود سلطان بهاء الدولة عبد الرشيد بن محمود بن تخت نشست در سنه احدى و اربعين و اربعمائه ، و او مرد فاضل و عاقل بود ، و اخبار سماع داشت ، و روايت كردى [ ( 7 ) ] ، ( اما ) قوت دل و شجاعت چندان نداشت . چون تبديل [ ( 8 ) ] و تحويل مملكت متعاقب شد ، سلجوقيان را از خراسان ، طمع ملك غزنين افتاد ، تخت خراسان به داود [ ( 9 ) ] در رسيد ، و الپ ارسلان پسرش لشكركشى پدر [ ( 10 ) ] شده عزيمت غزنين كردند ، الپ ارسلان از طرف طخارستان با لشكر انبوه در آمد پدرش داود از راه سيستان به بست آمد . سلطان عبد الرشيد لشكر مستعد گردانيد و طغرل را كه يكى از بندگان محمود بود ، و در غايت جلادت برايشان سالار كرد ، به طرف الپ ارسلان فرستاد ، در پيش درهء خمار [ ( 11 ) ] الپ ارسلان را بشكست ، و از آنجا به [ ( 12 ) ] بست آمد بر سبيل تعجيل ، چون با داود مقابل شد داود از پيش او برفت ، و او در عقب او بسيستان رفت ، و بيغو [ ( 13 ) ] عم داود را بشكست . چون چنين دو سه فتح او را برآمد بغزنين باز آمد

--> [ ( 1 ) ] مط : تازيك . [ ( 2 ) ] در بعضى نسخ خطى : و هر كه به خون پدر او متهم بود جمله را بكشت و بغزنين باز آمد ، و اطراف ممالك پدر را ضبط كرد [ ( 3 ) ] در حاشيه مط اسماى اولاد مودود چنين است : منصور ، محمد ، سليمان محمود . اصل : ندارد [ ( 4 ) ] مط : با شركت هر دو [ ( 5 ) ] مط : بنشاندند [ ( 6 ) ] مط : و ضبطى [ ( 7 ) ] اصل : كردند [ ( 8 ) ] مط : تبديل [ ( 9 ) ] اصل : به دو رسيده بود [ ( 10 ) ] مط : لشكر كشى و بدره شده [ ( 11 ) ] ر : 21 [ ( 12 ) ] مط : بجانب بست [ ( 13 ) ] اصل : بيغر : مط و راورتى و راحة الصدور : بيغو .