منهاج سراج

191

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و تسعين و مائه او به همدان آمد با لشكر جرار ، و مامون هرثمه [ ( 1 ) ] بن اعين را پيش على عيسى باز فرستاد ، و طاهر بن الحسين [ ( 2 ) ] را مقدمهء او كرد به حكم مصلحت ديد . فضل ابن سهل [ ( 3 ) ] كه وزير او بود ، طاهر را الواء داد گفت : قد عقدنا لك لواء لا يخل ثلثين سنة . و همچنين بود پادشاهى طاهريان سى و اند سال بود ، و درد و فرسنگى رى با چهارده هزار ( و قيل پانزده هزار بزد ، على ماهان [ ( 4 ) ] را كه پنجاه هزار [ ( 5 ) ] سوار آورده بود بكشت ، و سر او نزديك مامون فرستاد ، و جمله جبال عراق فتح كرد و واسط و اهواز بگرفت و بدر بغداد آمد ، و مدت يك سال جنگ كرد و ايمن را بگرفت و بكشت ، و سر او بنزديك مامون فرستاد رحم اللّه با برده و قضيب [ ( 6 ) ] ، و خاتم بر دست پسر عم خود محمد بن الحسن بن مصعب و آن حادثه و فتح بيست و پنجم محرم سنه ثمان و تسعين و مائه بود . و رحم اللّه الجميع و الكاتب و الناظر و الداعى . ادام دولة السلطانية الناصر المحمودية . الاول طاهر ذو اليمينين صاحب تاليف قصص نابى هيصم ، كنيت او ابو الحسن و نام الهيصم بن محمد النابى [ ( 7 ) ] رحمه اللّه ، چنين مىآرد ، كه چون أمير المؤمنين مامون غسان بن عباد را از امارت خراسان معزول كرد ، ولايت خراسان و عجم به امير طاهر داد ، جد ايشان اسعد را در جاهليت فرخ [ ( 8 ) ] نام بود بر دست طلحه رضى اللّه عنه اسلام آورد ، و او را اسعد نام نهاد ، او را پسرى آمد ، مصعب نام نهاد اين مصعب ساكن فوشنج شد . چون دعوت آل عباس ظاهر شد ، مصعب يكى از نقباء و داعيان آن دولت گشت ، و پسرى آمد ، او را حسين نام كرد . اين حسين مدتى عمل فوشنج داشت و والى بود

--> [ ( 1 ) ] اصل : حرثمه [ ( 2 ) ] اصل : بن الحسن . [ ( 3 ) ] اصل : فصل اين سهل ؟ [ ( 4 ) ] كذا ، راورتى : على بن عيسى بن ماهان . [ ( 5 ) ] كلمات بين قوسين در ( پ ) نيست . [ ( 6 ) ] اصل : نسب . پ : نصب . الكامل ( 6 : 117 ) : بعث معه طاهر بالبرده و القضيب و الخاتم . چون نسب و نصب در اينجا موافق نمىآيد ، بقول ابن اثير درست شد . راورتى اين كلمه را به ROD يعنى عصا ترجمه كرده . [ ( 7 ) ] اصل وپ : الثانى ( ر : 4 ) . [ ( 8 ) ] اصل : فرح . راورتى وپ : فرخ .