منهاج سراج

171

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و ملك ترا نگاه دارم . آزرميدخت جواب داد : كه ملكه چون بر تخت باشد آشكارا شوهر كردن مصلحت نباشد ، صواب آنست : كه اگر از منت مىبايد حالى بنزديك من آيى ، و مراد خود حاصل كنى ! اصفهبد برين جواب بياراميد چون شب شد بيامد بدر سراى . امير حرس را ملكه فرمان داد كه سر او را بردار ، و بنزديك من آر ! امير حرس او را بكشت . رستم را بخرسان خبر شد ، لشكر بياورد ، و آزرميدخت را بگرفت ، و به ستم با او ببود . پس هر دو چشم او را كور كرد ، پس بكشت . مدت ملك او شش ماه بود ، و بروايت مقدسى چهار ماه . و اللّه اعلم . التاسع كسرى بن مهر جشنس [ ( 1 ) ] . چون آزرميدخت [ ( 2 ) ] كشته شد ، اكابر عجم طلبكار پادشاه شدند ، و با اطراف كسان فرستادند ، به اهواز مردى بود از نسل اردشير بابكان . نام او كسرى بن مهر جشنس [ ( 1 ) ] او را بياوردند ، ملك به دو دادند . روزى چند بود ، اساس ملك ندانست ، و در تدبير كارها عاجز شد و ضبط نتوانست كرد ، عجم بر وى بشوريدند تا او را بكشتند ملكى ديگر طلب كردند ، نشان يافتند ، كه به طرف نصيبين كسى هست از فرزندان پرويز بران اشارت برفتند . از نسل پرويز پسرى از شيرويه گريخته بود ، و در نصيبين مخفى ميبود او را بياوردند و بر تخت نشاندند ، روزى چند در ملك بود ، او نيز در كار ملك دارى عاجز شد . چون ممارست نيافته بود مضطر گشت و كارها [ ( 3 ) ] پريشان ميكرد . او را نيز از مملكت معزول كردند . العاشر جشنسده [ ( 4 ) ] چون تخت از ان مرد خالى شد ، طلب ملك ديگر كردند از فرزندان نوشروان يكى را نشان دادند جشنسده نام ، او را بياوردند ، و بر تخت نشاندند . و چون تاج بر سر او نهادند ، سرش نيك بزرگ بود گفت : آن تاج بر سر من تنگست

--> [ ( 1 ) ] اصل : مهر جبش . راورتى : مهر جيش . طبرى : مانند متن [ ( 2 ) ] اصل : آرزومندخمت . [ ( 3 ) ] اصل : بركارها [ ( 4 ) ] اصل وراورتى : جنيد طبرى ( 2 : 169 ) فيروز ابن مهران‌بخشش و يسمى ايضا جشنسده .