منهاج سراج
164
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
السابع عشر قباد چون برادرش بلاش بتخت نشست ، قباد با پنج تن از ابناء ملوك عجم ، روى بتركستان نهاد ، چون به حد نيشاپور رسيد ، بخانهء دهقان فرود آمد ، دهقان دخترى داشت در غايت جمال ، و آن دهقان از نسل ملوك ما تقدم بود بحوادث روزگار گريخته و واقعه زده آنجا افتاده بود ، و ساكن شده . چون چشم قباد بران دختر افتاد بر وى عاشق شد و بطريق كه ممكن گشت او را در عقد خود آورد و سه روز آنجا مقام كرد ، بعد از سه روز انگشترين لعل گران قيمت ، از بند زربفت ازار باز كرد و بدان دختر داد ، او را همچنان در نكاح خود بگذاشت ، و به طرف تركستان رفت . آن دختر از قباد بار گرفت ، و بر سر نه ماه پسرى آمد ، نوشروان نام كرد ، قباد بعد از چهار سال از تركستان باز آمد و لشكر گران آورد چون بدان موضع رسيد ، نوشيروان و مادرش بودند ، پسر را پيش او بردند . درين وقت بلاش درگذشته بود ، خلق عجم رسولان بنزديك قباد فرستادند ، او را طلب كردند برفت و به ملك نشست ، و او مرد بسلامت بود و از خون ريختن پرهيز كردى فساد در ميان خلق بسيار شد ، و ازيشان شخصى بيرون آمد ، نام او مزدك [ ( 1 ) ] دعوى پيغامبرى كرد ، و تمام دين زرتشت را گفت برقرار است مگر دو چيز : يكى زنان و يكى مال . اين دو چيز ميان خلق مشتركست . جمله مفسدان و سفهاى جوانان بر وى جمع شدند ، و كار نسب [ ( 2 ) ] خلق درهم شد . قباد سست مزاج بود ، بمزدك ايمان آورد ، ده سال ازين فساد برآمد ، خلق جمع شدند ، قباد را يافتند و حبس كردند ، و جاماسپ بحيله خواهر خلاص يافت و بعد از پنج سال لشكر آورد بىجنگ ملك بگرفت ، و چهل سال ملك راند و در عهد خويش نوشيروان را ولى عهد كرد ، و عرب به او مخالف شدند ، و از يمن تبع بيامد ، برادر زاده را بجنگ او فرستاد ، قباد به هزيمت شد ، تا وى آنجا كشته شد . مدت ملك او چهل و دو سال بود و در عهد او ولادت عبد المطلب بود جد پيغامبر عليه السّلام ، او را از قبايل عرب به مكه آوردند .
--> [ ( 1 ) ] در اصل مژدك هم خوانده مىشود . [ ( 2 ) ] در اصل كار و كسب هم خوانده مىشود ، پ : نسب .