منهاج سراج
137
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
نمودى كه اژدهاست ، و داروى آن علت مغز سر آدمى ميساختند ، و هر روز دو آدمى بكشتى ، تا نوبت به كاوه آهنگر رسيد ، دو پسر او را بكشت و او خروج كرد و افريدون را بيرون آورد ، و ملك ضحاك بگرفت ، و جد افريدون پسر جم بود و بنوح ايمان آورده بود و در كشتى بود و افريدون تاج بر سر نهاد و ضحاك تازى را بكشت ، و مدت ملك او يك هزار سال بود . و اللّه اعلم . السابع افريدون آن روز كه افريدون به تخت نشست ، اول روز از مهر ماه بود ، آن را مهرگان نام كردند ، و او از فرزندان جم بود ، و در روزگار ضحاك هيچكس اسم پدر بر خود معين نتوانستى كرد ، همه به گاو باز خواندندى ، و نسبت او با فريدون بن القيان گاو ، بن شهريار گاو ، بن بورگاو ، بن حنه گاو ، بن ميدگاو ، بن ويزهگاو ، بن راهه گاو ، بن ببرگاو بن جمشيد الملك [ ( 1 ) ] . چون به تخت بنشست ، و مدت بيست سال كاوه آهنگر لشكركشى كرد و جمله جهان را از براى افريدون بگرفت او داد و عدل كرد ، و هر چه ضحاك بظلم ستده بود او باز داد و خلق را بعبادت خداى تعالى باز خواند ، و از كفر منع كرد و آتش كدها و بت خانها بر انداخت ، و فلاسفه در عهد او كتب ساختند و مدت ملك او پانصد سال بود . جهان را ميان سه پسر خود قسمت كرد : توران و خزر [ ( 2 ) ] و سقلاب به تور داد ، و روم و مغرب و خاور به سلم تسليم كرد . و زمين بابل و عجم و عرب و هند و سند به ايرج داد كه كهتر بود . و بروايت طبرى ولادت مهتر ابراهيم عليه السّلام ، در عهد مملكت او بود . و بروايت واضح آنست : كه در عهد نمرود بود . و اللّه اعلم بالصواب . الثامن ايرج ايرج پسر كهتر افريدون بود ، او را از ديگران دوستر داشتى ، و گويند نام او ايران بود . چون پدر او را خليفه كرد ، برادران او حسد كردند ، اتفاق نمودند و عهد پدر بشكستند . تور از چين و تركستان و خزر [ ( 2 ) ] و سقلاب لشكر آورد و سلم از روم و مغرب و خاور حشم جمع كرد ، و با هم شدند . ايرج بمصاف ايشان
--> [ ( 1 ) ] اين اسماء عينا از اصل نوشته شد ، براى شرح ( ر : 11 ) . [ ( 2 ) ] اصل : حرز .