منهاج سراج
132
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
قانون مسعودى ، كه ابو معشر منجم كرده است [ ( 1 ) ] ، از عهد وفات آدم تا بدان وقت ، چهار صد و سى و دو سال بود ، و چون نوبت فرماندهى از انوش به پسر او رسيد ، كه قينان نام او بود ، علم حساب و كتب نجوم به تعليم آدم و شيث عليهما السلام شايع شده بود ، و خلق را بدان رغبت خاست . ( چون ) نوبت فرماندهى به مهلائيل كه پدر ادريس بود عليه السّلام ( رسيد ) [ ( 2 ) ] آن نبطى و فرزندان او كه از خلق عزلت جسته بودند و بعبادت مشغول شده ، از طول مدت به تنگ آمدند ، و از كوه حرمون [ ( 3 ) ] فرود آمدند ، و با فرزندان قابيل يار شدند ، كه در كوههاى شام و جنوب كثرت گرفته بودند ، و از دايرهء حساب عدد ايشان بيرون شده ، و ابليس عليه اللعنه ايشان را تعليم آتشپرستى داده ، و آتشكدها ساخته ، و خمر و زنا در ميان ايشان شايع گشت ، ميان اولاد قينان آمدند ، و ايشان را به لهو و طرب و خمر خواندند ، و با زنان و دختران ايشان زنا كردند و از وفات آدم هزار سال تمام شد ، مفسدان فرزندان قابيل و نبطى جبروت و تعدى آغاز نهادند ، و دست ظلم و فساد بر گشادند و يكى از ميان ايشان بر قوم خود پادشاه كردند ، نام او ساميارس [ ( 4 ) ] ، و ميان ايشان و ديگر فرزندان آدم كه صلحاء بودند قتال و مخالفت پيدا شد و فرزندان و متابعان شيث عليه السّلام جمع شدند ، و ملوك گل را كه ايشان را ملوك باستانيه گويند اختيار كردند ، تا شر مفسدان فرزندان قابيل و نبطى از ايشان دفع كند ، و اولاد صلحاء آدم را عليه السّلام ، از ظلم ايشان خلاص دهند . و اول كس از پادشاهان عادل مصلح ، كه براى دفع ظالمان نصب كردند ، به زبان يونانيان او را ايلوروس نام بود و دلالت آن مىكند : كه اهل عجم و فارس او را كيومرث ميگويند ، و لقب او گلشاه بود ، و اول پادشاه از كلدانيان او بود ، و اين جماعت پادشاهان را پيشداديان هم گويند . و اين ايلوروس كه پادشاه شد ، از سال هبوط آدم عليه السّلام يك هزار و بيست و چهار سال گذشته بود ، و دار الملك آن پادشاه ، زمين بابل گشت باتفاق همه فرزندان شيث عليه السّلام و صلحاء و فرزندان آدم عليه السّلام . چون يك هزار و صد و شست و دو سال بگذشت ، ملك عجم و عرب و شام و مغرب منتظم گشت ، و پيش از طوفان نوح از كلدانيان بروايت قانون مسعودى [ ( 5 ) ] يازده پادشاه بنشست به تخت . و اين مختصر نموداريست بيش ازين تحمل نكند . و اللّه اعلم .
--> [ ( 1 ) ] رجوع كنيد به تعليقات آخر كتاب و شرح حال مولف نميرا [ ( 2 ) ] كلمات : چون و رسيد كه در قوسين است در اصل نيست . [ ( 3 ) ] اين نام در اصل گاهى به ح و گاهى به ج است ( ر : 2 ) [ ( 4 ) ] اصل : سامياوس . پ : ساميارس . [ ( 5 ) ] يكى از آثار معروف البيرونى است ( ر : 7 ) .