منهاج سراج

128

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و پدر كاتب مولانا سراج منهاج عليهم الرحمه بهم از حضرت سلطان غياث الدين محمد ، برسالت دار الخلافه نامزد شدند ، و تكش خوارزمشاه بشومى عصيان از دنيا نقل كرد ، به زودى پسرش سلطان علاء الدين محمد [ ( 1 ) ] ، به تخت خوارزم شاه نشست ، و سلاطين غور برحمت حق پيوستند ، و محمد خوارزمشاه [ ( 2 ) ] قوت گرفت ، با امام ناصر آغاز عصيان نهاد ، و آن شومى در وى رسيد ، حق تعالى چنگيز خان ملعون را فرستاد ، تا تمامت ملك او را بر انداخت و حضرت ناصر الدين اللّه از ننگ عصيان او باز رست و مدت خلافت او تا شهور سنه اثنى و عشرين و ستمائة امتداد يافت ، و چهل و هشت [ ( 3 ) ] سال در مسند خلافت بماند و هيچ خليفه زيادت ازو ملك نراند . الظاهر باللّه ابو نصر محمد ابن الناصر ، عادل ترين خلفا بود ، و در جود و عطا بر حاتم واثق . روات ثقات چنين روايت كرده‌اند : كه حوضى بود چهل گز به عمق ، پر از طلى [ ( 4 ) ] گداخته و برهم ريخته بود ، و در لفظ مبارك امام ناصر لدين اللّه به كرات رفته بود ، كه خداى تعالى مرا چندان حيات بخشد ، كه اين حوض را پر از زر گردانم . چون دولت بخت خلافت به امام ظاهر رسيد ، بكرات بر لفظ مبارك رفت : كه خداى مرا چندان حيات بخشد ، كه آن حوض را به عطا و بذل خالى گردانم ، چون به تخت نشست ، رد مظالم كرد ، هر چه از املاك اعيان و اموال بلا وجه [ ( 5 ) ] در تصرف ديوان خلافت آمده بود ، امام ظاهر بكل باز فرمود دادن ، و آن چاه پر از زر را بذل و عطا و صدقات كرد ، و بر صحايف ايام ، نقش آن باقى ماند . چون از مدت خلافت او نه ماه و نه روز بگذشت جماعت خصمان و مخالفان ، زهر در پيراهن او تعبيه كردند ، چون از حمام بيرون آمد ، آن جامه در پوشيد ، برحمت حق پيوست عليه الرحمة و الرضوان . المستنصر باللَّه امير المؤمنين ابو جعفر منصور بن الظاهر بن الناصر رضى اللّه عنهم . در عهد خود

--> [ ( 1 ) ] يا قطب الدين محمد [ ( 2 ) ] پ : كلمه شاه ندارد [ ( 3 ) ] الكامل : 46 سال 10 ماه 28 روز . [ ( 4 ) ] كذا در اصل وپ . [ ( 5 ) ] اصل : املاك و اعيان و اموال بناوچه . پ : اعيان بناوجه .