محمد حسن خان اعتماد السلطنه
96
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )
نام و نشان ز عدل و مروت نمانده است * اين هر دو گشت بار دگر از تو برقرار و نيز شيخ عبد العالى در مدح او سروده است : آن فلك قدرى كه اندر مسند عز و جلال * حاجب درگاه جاهش راه بر خاقان گرفت يكى از شعرا در ضمن قطعهء گفته است : توسن سركش سپهر بلند * رايض دولت ترا رام است خادمان رفيع قدر ترا * تخت افلاك تحت اقدام است در وقتى كه مرحوم صدر به دور نجف اشرف قلعه كشيده است ، ميرزا عبد الباقى باقى تخلص در اين باب قصيدهء سروده است كه اين چند بيت از آن چامه نگاشته مىشود : كدام آيهء رحمت به خلق شد نازل * كه يك رقم ز كمالت هزار دفتر شد كه دور كشور ايمان كشيد حصن حصين * كه كلب درگه ابن عم پيمبر شد كه بانى روضات مطهرات آمد * كه خادم حرم اهل بيت اطهر شد كه نامور ز حسين على عالى گشت * كه خواجهء همه ملك و غلام حيدر شد كه ساخت قلعهء گردون شكوه ارض نجف * كرا خدا به چنين افتخار رهبر شد املح الشعرا ميرزا كوچك وصال ، در مدح او قصيدهء سروده است كه نهايت حلاوت را دارد و از جانب بحر و كان از آن ممدوح اهل جهان شكايت مىكند و اظهار عتاب و خطاب مىنمايد . آن قصيده از هفتاد بيت بيش است و كمال امتياز دارد . ما چند بيتى بدون ترتيب در اينجا مىنگاريم : اين نهال از چه رياض است كه وجودش ثمر است * اين چه شاخ است كه بيخش زر و بارش گهر است اين چه طبع است كه گوهر بر جودش خزف است * اين چه ذات است كه لؤلؤ بر طبعش مدر است