محمد حسن خان اعتماد السلطنه
45
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )
« الحق در امور وزارت نظير بوذرجمهر و ارسطاطاليس بوده » اين صدر والاقدر پسر حاجى ميرزا احمد است كه او از چاكران نادر شاه افشار بوده است و آباء و اجداد ميرزا احمد از اهل اصفهان بودهاند ، در عصر يكى از سلاطين صفويه طغيان نموده و عصيان ورزيدهاند ، سلطان صفوى آنها را كوچ داده به بندپى محال مازندران مسكن داده است . اين صدر بىنظير مانند روزگار به آوردن چون خودى عقيم بوده است ، هيچ اولاد ذكور و احفادى از او باقى نمانده است به اين واسطه مآثر و خصوصيات و شخصيات آن مرحوم از ميان رفته هيچكس نيست كه از او حكايتى گويد و روايتى نمايد ، از آثار خيريه فقط همان مدرسه صدر است كه در بارفروش « 1 » مازندران او بنا نموده است ، فوقانى و تحتانى آن را او ساخته است و آن مدرسه كنون هم داير بوده وقفيات بسيار دارد و آن مدرسه به امتياز معروف است . دو نفر از نوادههاى برادران صدر كنون درين عهد بوده به طبابت و حكاكى مشغولند ، از ايشان استفسار حالت ميرزا شفيع شده چندان اطلاعى نداشتند ، همينقدر بيان مىكردند كه ميرزا شفيع در به دو امر از طلاب مازندران بوده ، وقتى كه شاه شهيد آقا محمد خان به آنصفحات تشريف داشتند با وى آشنائى پيدا كرده ، ميرزا شفيع بعضى راهنمائىها نموده و عهد و پيمان گرفت كه در وقت استقلال او را مرجع خدمات قرار دهد . در سالى كه شاه شهيد آقا محمد خان قاجار از بندپى به طرف مازندران و استرآباد حركت مىكردند حاجى جانخان حاكم بندپى بود ، ميرزا محمد شفيع صدر كه از بستگان او بود به جهت نوشتن رقيمه به حضور خاقانى درآمد و مورد التفات شد و در ركاب نصرتمآب همراه گرديد و بعد از فتح و ظفر در آن سفر رتبهء وزارت يافت و در ابتداى سلطنت خاقان مغفور فتحعلى شاه كه ميرزا شفيع در طهران خدمتى بسزا نموده و
--> ورزيد . در زمان سلطنت محمد شاه يكچند كارگزار امور مادر شاه بود . ناصر الدين شاه حكومت خلخال را به او سپرد . و در 1272 ه . ق . لقب اعتضاد السلطنه به دو داد . در 1272 ق . رياست مدرسهء دارالفنون و در 1275 ق . به وزارت علوم منصوب شد . اعتضاد السلطنه در طهران وفات يافت وى تأليفات متعدد دارد كه از آن جمله فلك السعاده ( چاپ طهران 1278 ق . ) ، تاريخ وقايع و سوانح افغانستان ( طهران 1273 ق ) اكسير التواريخ و تاريخ متنبئين است . قسمتى از كتاب اخير ، بنام ( فتنهء باب ) در طهران طبع شده است . ( 1333 شمسى ) ( 1 ) - بارفروش ، امروز بابل ناميده مىشود .