محمد حسن خان اعتماد السلطنه
40
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )
به درجهء بيگلربيگى فارس رسانيد ، به خدمتگذارى واليان فارس قيام داشته و حكومت بعضى از بلوكات و ايلات را به او مىدادهاند ، وقتى بواسطهء خدمتى به لقب قوام الملكى نائل شد و چندى به خيانت متهم گشته آخر الامر نجات يافت ، پسر او ميرزا حسينعلى خان كه كنون نصر الملك لقب دارد و در شيراز به امر حواله و اطلاق و خدمات ايالتى مىپردازد و در بوشهر حكومت داشت كه انگليسيان آنجا را تصرف نمودند و آخر الامر كار بمصالحه كشيده ، دولت ايران هرات را به انگلستان رد كرد ، آنها هم بوشهر را تخليه نمودند ، مرحوم ميرزا آقا خان صدر اعظم در حضور اعليحضرت شهريارى روحنا فداه اين خيانت را به ميرزا على اكبر قوام الملك بيگلربيگى فارس نسبت داده بود و شرح آن داستان اگر مقتضى شد در ذيل حالات مرحوم ميرزا آقا خان صدر اعظم نگاشته خواهد شد . ميرزا على اكبر قوام الملك مردى باكفايت بود لكن مرحوم آقا ميرزا محمد على مشير الملك شيراز كه از سلسلهء سادات عالىنسب است و در فارس وزير بالاستقلال بود و از طرف دولت جميع كارها و نظم فارس به او رجوع ميشد نميگذاشت كه قوام الملك و بستگان او ترقى كنند ، هر روز آنها را به ذلتى مبتلا مىساخت و طايفه مشيرى مطاعيت و آقائى و احترام داشتند كه اهل شيراز به آنها تمكين كرده و مىكنند ليكن به اينطايفه چندان اعتنائى ندارند و بعض مضامين در حق ايشان مىگويند . بستگان حاجى ابراهيم خان ، اعتماد الدولهء شيرازى يكى حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى سفير كه همشيرهزادهء او است الى آخره ، ديگر حاجى حيدر عليخان برادرزادهء حاجى ابراهيم شيرازى است كه در دستگاه نايب السلطنه نيابت وزارت داشت . چون اعراب طايفهء وهابى در اراضى نجد و طائف قوت گرفتند به مشاهد مقدسه زيان وارد آوردند ، لهذا اعليحضرت خاقان مغفور او را در هزار و دويست و سى و پنج به سفارت مصر فرستادند كه با خديو مصر گفتگو كرده قرار بگذارند كه خديو مصر دفع آن اعراب نمايد و از محمد على پاشا خواهش كند كه در تنبيه طايفهء وهابيه اقدام نمايد و الا از راه بر و بحر فارس لشكرى از ايران به آن حدود برود كه آن طايفه را قلع و قمع نمايد . محمد على پاشا ابراهيم پاشا را به