محمد حسن خان اعتماد السلطنه

11

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

مىزند و اين نگارش ناچيز را تقديم نموده مىگويد : از گياه بنده گويد تا رياحين بهار * خواجه خرم باد و خرم از وجودش روزگار و حاصل آنكه چون هر وجودى را برهانى بايد تا عقل قبول نمايد ، صدر التواريخ بينهء ارادت اين خالص العقيده به محضر حضرت مستطاب عالى است و جواهر زواهر كلماتش ازينرو متلالى . من اين صدر التواريخ گزيده * براى حضرتت كردم مدون تو اى فر وزيران نكوراى * كرم فرما ببين در خدمت من فى بيستم شهر شعبان المعظم سنهء 1309 العبد محمد حسن المدعو به اعتماد السلطنه « 1 »

--> ( 1 ) - اعتماد السلطنه ( محمد حسن ) ، محمد حسن خان صنيع الدوله فرزند حاجى على خان حاجب الدوله و نوهء حسين خان مقدم مراغهء است ( حاجب الدوله در جوانى ضياء الملك لقب داشت و از درباريان مورد اعتماد ناصر الدينشاه و فراشباشى بود و كشتن ميرزا تقى خان امير كبير را در حمام فين كاشان وى عهده‌دار گرديد . ) محمد حسن خان روز 21 شعبان سال 1255 ه . قمرى در شهر طهران متولد شد و تا سال 1267 در مدرسهء دارالفنون به تحصيل اشتغال داشت و در سال 1280 با سمت نمايندهء نظامى ( در زمان سفارت امير نظام گروسى ) به پاريس رفت و در آنجا توانست به تكميل زبان فرانسه و اخذ معلومات جديد بپردازد . و در سال 1284 به ايران مراجعت كرده و به سمت مترجم مخصوص شاه تعيين شد . و بعدها جزو اعضاى شوراى دولتى گرديد و در 1287 رياست دار الترجمه و ادارهء امور روزنامه به او واگذار شد و لقب صنيع الدوله يافت در سال 1304 به لقب اعتماد السلطنه مفتخر گرديد . و به وزارت انطباعات ارتقاء يافته و همه عمر با همين سمت به تأليف و ترجمه كتاب و طبع و نشر روزنامه و سالنامه پرداخته است . از آثار متعدد او تاريخ ايران ، مرآت البلدان ، منتظم ناصرى ، مطلع الشمس و در التيجان ، التدوين فى جبال الشروين ، و المآثر و الاثار ، همراه با سالنامه‌هاى كشور ايران طبع شده است ، وقايع يوميه پانزده سال آخر عمر او حاوى اطلاعات مهم است ، كتاب ديگر او خيرات حسان ، در تاريخ زنان مشهور اسلام است ، عقيده بعضى محققان آن است كه كتابهاى منسوب به او همه از تأليفات ديگران است و او فقط آنها را تدوين و طبع نموده است ، ولى اين قول ظاهرا مأخذى ندارد و كتاب خوابنامه و يادداشتهاى او كه قطعا به قلم خود او نوشته شده است ، موجب ترديد در صحت اين ادعا تواند بود . در هر صورت وى مردى پركار و علاقه‌مند به تحقيقات تاريخى و ادبى بود و جمع كثيرى از دانشمندان را گرد آورده و آنان را به تأليف و ترجمهء كتابهاى زياد واداشت ، در سال 1306 قمرى به عضويت انجمن جغرافيائى آسيائى ، پاريس و لندن انتخاب شد و در 18 شوال 1313 به بيمارى سكته در طهران درگذشت .