محمد حسن خان اعتماد السلطنه
106
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )
- حاجى محمد زمانخان و رمضانعلى خان ، كه شرح حكومت آنها در تواريخ ضبط است و محتاج به تكرار نيست . - مرحوم محمد ابراهيم خان ناصر الدوله ، داماد خاقان مغفور است كه عصمة - الدوله را ، به نكاح او درآوردند و شرح عروسى او در ذيل حالات مرحوم صدر گذشت و حاجى صدر الدوله از اولاد او است كه الآن در آذربايجان به حكومت بعضى ولايات و خدمتگذارى حضرت ولايت عهد مظفر الدين ميرزا روحى فداه اشتغال دارند . - شكر اللّه خان مرحوم ، زود وفات كرده و آثارى از او شنيده نشده است . - حاجى محمد عليخان ، فرزند هفتم صدر است و از او اثرى و خبرى نيست . - حيدر عليخان ، در ميان اولاد ذكور فرزند هشتم صدر مرحوم است و الآن در اصفهان با كمال احترام زندگانى مىكنند ، با مرسوم ديوانى و ضياع و عقارى كه دارند به آسايش و فراغت حال مشغول دعاگوئى دولت جاويد مدت است . از فضلا و اهل كمال معدود مىشوند و ايشان پدر محمد حسينخان سرتيپ هستند كه در ادارهء نواب مستطاب والامهين شاهزادهء والاتبار محمد تقى ميرزاى ركن الدوله مشغول پيشكارى و كارگذارى هستند . از حكاياتى كه خود اين حقير شنيدهام و خالى از غرابتى نبود اينكه وقتى مورخين به خاقان مغفور شاه جنت جانگاه فتحعليشاه عرض مىكنند كه در سفر خراسان الماس گرانبها از يراق اسب نادر شاه در صحراى قوچان افتاده گم مىشود ، بعد از مدتها اتفاقا بدست شبانى مىافتد آن بيچارهء نادان مىبيند سنگ شفافى است مىاندازد در توبرهء خود و بخاطرش مىرسد سنگ چخماق است . مدتها آچار به آن مىزده و با آن دولت شبوروز بوته مىكنده كمكم به دست كسى افتاده به قيمت نازل مىخرد و به بخارا مىافتد و الآن در بخارا موجود است . شاه مىفرمايند به صدر مرحوم كه آيا مىشود پى آن جواهر رفت ، صدر مرحوم عرض مىكنند ببينم و از حضور بيرون آمده از براى محارم و نوكرها در خلوت صندوقخانه حكايت مىكند . مىگويند ، هر قدر بدهيد اين سنگ به دست نمىآيد به