محمد حسن خان اعتماد السلطنه
103
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )
بگرفت ممالك جهانرا * چون نام خدايگان اعظم خان دوران حسين كامد * سالار جهان امير اعظم اى آنكه زبان صد چو سحبان * در وصف فصاحت توابكم تا دم زدى از كلام جانبخش * كس از دم عيسوى نزد دم از رشگ كف گهرفشانت * در خاك سيه نشسته حاتم در پيش نم يم عطايت * يم هست چنان كه نزد يم نم در حسرت بزم جان فزايت * پرخون شده چشم ساغر جم از معدلت تو گرگ از ميش * چون ميش ز گرگ مىكند رم خرم ز تو مادر زمانه * ز آنگونه كه از مسيح مريم سلطان جلال و حشمتت را * ملك و سپه ، آدم است و عالم زلف و رخ شاهدان اقبال * بر رايت شخص تست پرچم دينار مه و درست خورشيد * از مخزن بخششت دو درهم تيرت چو نگاه ترك چشمان * صفها زده روز رزم برهم تا بوسه زند بر آستانت * زان رو شده پشت آسمان خم در پيشگه عطا و عدلت * اى عدل و سخا ترا مسلم ظلم است به عدل ، عدل كسرى * بخل است به جود ، جود حاتم تا تن بود از روان توانا * تا دل بود از نشاط خرم بادا تن دشمنانت بىجان * بادا دل دوستانت بىغم و نيز شيخ رحيم مايل تخلص را در مدح او اشعار و قصايدى است ، چند بيت از آن در اينجا ثبت مىشود : ماه رويت ز نيكوئى آن است * كه در آن آفتاب حيران است ذكر مرغان باغ دانى چيست * روز و شب مدح خان خانان است خان خانان امين دولت شاه * آنكه چرخش كمينه دربان است آنكه انگشترى اگر بخشد * به گدا خاتم سليمان است