ملا محمد مومن كرمانى

91

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

ايام قرن - يعنى شش سال قبل از سقوط اصفهان - به كرمان فرستاده بودند . انقلاب و شورش محمد جعفر كرباس فروش « 1 » - در پايان كار صفويه ، و قيام كرمانىها عليه صفويه در هيچ تاريخى به اين تفصيل ياد نشده ، و اين نكته مىرساند كه محمود افغان - اينكه متوجه شده بود كه راه قندهار از كرمان به اصفهان مىرسد - چندان هم بىوجه نبوده است . در مقدمه تذكره صفويه ، من ، كرمان را به « پاشنه آشيل » و « چشم اسفنديار » دولت صفوى تشبيه كرده‌ام ، بدين معنى كه بعد از حكومت كم‌نظير گنجعلى خان و آوارگى پسرش عليمردان خان ، مرتبه حكومت كرمان از مرتبه خانى به وزارت نزول كرد و چند حاكم به عنوان وزير به كرمان آمدند و پىدرپى عوض مىشدند ، و امكان استقرار و تهيه سپاه نيافتند ، و مثل گنجعلى خان با بلوچ و قندهارىها مماشاة نكردند ، و بعدها كه كار به دست گرجىها افتاد ، از جهت فرهنگى و امور ادارى تباين بسيار ميان اصفهان و بلوچ و افغان پيش آمد - كه منجر به طغيان محمود و كشته شدن سپهسالار شد ، و ميرزا محمد حسين بمى كه در واقع دهنه‌دار بلوچستان بود و اغلب با بلوچ مماشاة مىكرد ، ناچار شد روش خود را تغيير دهد .

--> ( 1 ) - ما يك خانواده كرباسى در كرمان داريم ، خود را از بازماندگان على كاكو از آزاديخواهان صدر مشروطيت مىدانند - كه اتفاقا با غنجعلى خان افشار نيز همكارى داشته - و به شيراز هم تبعيد شده است . ( فرماندهان كرمان ، ص 645 ) . احفاد او مىگويند - او تجارت كرباس داشته . اين را هم عرض كنم كه كرباس راور در تاريخ ايران هم شهرت دارد و از پارچه‌اى كه اين روزها شلوار لى از آن مىسازند محكم‌تر و لطيف‌تر است . به‌هرحال من اعتقاد دارم كه اينها فاميل كرباسى را از همان كرباس‌فروش آخر عصر صفوى گرفته‌اند و احتمالا على كاكو هم از اولاد او بوده است . يك معلمى داشتيم - مرحوم كرباسى - كه فاميل خود را آخر عمرى تبديل به عدل كرد . گمان كنم اگر اين توضيحات مخلص را مىخواند - از اينكه هويت خود را تغيير داده است پشيمان مىشد - زيرا جدّ او يك اقدام مهم اجتماعى در پايان كار صفويه كرده است .