ملا محمد مومن كرمانى

84

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

خلعت‌پوشى حاكم در باغ طاهرآباد - كه به گمان من همين باغ فتح‌آباد امروزى است كه ساختمان‌هاى سبك صفوى دارد ، و ظاهرا در دوره قاجار فضلعلى خان ايروانى حاكم زمان حاج ميرزا آقاسى ، به عنوان فتح بلوچستان ، نام آن را به فتح‌آباد تغيير داده است ؟ شاعر مؤمن مؤلف ما شاعر نيز هست ، و يكى دو بار به شعر خود نيز در كتاب اشاره مىكند - خصوصا آنجا كه مىخواهد بر وزن شاهنامه ، ميدان جنگ را توصيف كند ، و به تقليد ساقىنامه‌ها و مغنىنامه‌ها اشعارى مىسرايد - همه اينها دليل تأثر او از آثار گذشتگان است - و گاهى شعرهاى ديگران نيز در منظومه‌هاى متقارب او وارد مىشود : ملخ‌هاى پيكان به پرّندگى * شده آفت مزرع زندگى « 1 » ولى بعض تعبيرات او لطيف است و تازه - مثلا تعبير او در مورد تفنگ‌هاى فتيله‌اى قديمى كه مىبايست فتيله را در چخماق تفنگ آتش بزنند تا كم‌كم آتش به باروت برسد و منفجر شود و گلوله را پرتاب كند - كه مىگويد : فتيله ، نهانى به گوش تفنگ * همى گفت : گرم است بازار جنگ سنان گشت چون شمع افروخته * وزان رشتهء عمرها سوخته ملا محمد مؤمن ، مردى فاضل و واقعا مؤمن است - او وقتى در بعض جنگ‌ها ، به نتيجه جنگ مىانديشد . نصف صفحه را به صورت ملمع و مرصع از آيات قرآن شاهد مىآورد . منتهى در انتخاب بعض كلمات عربى و تركيبات انشائى ، بيش از حد پيش مىرود ، مثلا آن‌جا كه بارها كلمه « حبور و سرور » را تكرار مىكند ، و يا « در كمال انشعاف و حبور » كه

--> ( 1 ) - از شاهنامه صادقى بيگ كتابدار شاه عباس ، ( شاهنامه آخرش خوش است ، ص 560 ) ، اتفاقا اين صادقى بيگ نيز از ايل افشار بوده است . ( آتشكده آذر ) .