ملا محمد مومن كرمانى

77

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

افشاران زرند ، و شايد هم خانواده خود مؤلف ، ارتباطى با خاندان تيمور تصور مىكرده و شنيده بوده و داستان آن را نوشته بوده است - كه متأسفانه اين داستان در اول كتاب ناتمام مانده و مطلب به نتيجه درستى نمىرسد ، و اين ابهام در ذهن مىماند كه راستى چرا ملا محمد مؤمن ، كتاب افشاريه خود را با شرح حال تيمور شروع كرده است ؟ با توجه به اين نكته كه اصولا انتساب به شخصيت‌هايى - مثل چنگيز و تيمور و اسكندر و امثال آن ، ميان خانواده‌هاى ايرانى ، كم‌وبيش امرى رايج ، و بسيارى از اوقات مستحسن هم بوده است . سرواخترمه نبايد فراموش كرد كه صفويه سى سال و بيشتر ، به كلى از بلوچستان غافل مانده بودند - و به جاى اينكه به علت طغيانات آنها پى ببرند - و در ولايات براى رفع گرسنگى و فقر مردم آن‌جا تدبيرى بيانديشند - وقتى آنها از ناچارى و فقر به غارت كاروان‌ها يا دهات مىپرداختند - به جنگ موضعى با آنها مىپرداختند . البته آنها فرار مىكردند ، و جمعى كشته مىشد ، و آن‌وقت صندوق‌هاى سر و اموال غارتى را به عنوان هديه به اصفهان - پاىتخت مىفرستادند . مطلقا در اين مدت طولانى ، به دلائل اتحاد و پيوستگى افغان و بلوچ توجه نشده است . فى المثل وقتى در حدود زنگى احمد بر بلوچ دست يافتند ، و جمعى كثير را كشتند ، « نواب خان ، سرهاى مقتولين را روانه بلده ، و هريك از يوزباشيان و غيره سپاه را به انعام و خلعتى لايق سرافراز ، غنايمى كه به دست عساكر آمده بود - به ايشان بخشيده ، چيزى توقع ننمودند - بلكه مبلغى از خود به علاوه غنايم به عساكر كرامت فرمودند و كامياب داخل بلده شدند ، و در 15 شهر جميدى الاول [ 1107 ه / 12 دسامبر 1695 م . ] سرو اخترمه « 1 » كه از بلوچ گرفته شده بود صندوق‌ها به جهت آنها ترتيب

--> ( 1 ) - در اين اصطلاحى است كه در مورد بلوچ‌ها خصوصا زياد به كار رفته ، و تذكره صفويه نيز از آن -