ملا محمد مومن كرمانى
64
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
افشارها در حكومت خان ، از جهت اقتصادى كمى عقب مانده بود ؛ از آن جمله است مثلا وقتى « چهارده طاق از موسياباد بم را با توابع و لواحق به ثمن چهار تومان و دو هزار دينار تبريزى شاهى رايج در معاملات كرمان » خريدارى مىكند و « تنفيذ و امضاء بيع مزبور نمودند ورثهء شرعيهء كرم سلطان افشار ، هم رفعت پناه محمد شريف بيگ خلف صدق مشار اليه ، و بيگم سلطان والدهء محمد شريف بيگ مزبوره ، و همشيرهء اعيانيّهء مشار اليه سر افراز خانم ، و اقرار نمودند كه بيع مزبور صحيح و مشروع و معتبر واقع شده . . . » « 1 » در واقع ، بيگمها و بيگ زادههاى افشار ، در واقعهء تغيير قدرت و حكومت ، به خانهفروشى و ملكفروشى به حاكم جديد افتاده بودهاند ، كاين دولت و ملك مىرود دست به دست ! چنان مىنمايد كه بعد از آن افشارها تنها به گوسفنددارى در كوهستانها ، و خريدوفروش و كاسبى در شهرها پرداخته ؛ يك شعبه از خوانين آنها نيز شمشير و تير و كمان را كنار گذاشته ، قباى شريعت و طريقت را پوشيده و موقتا در نواحى شمالى كرمان - زرند و كوهبنان مقيم
--> ( 1 ) - گنجعلى خان ، تأليف نگارنده ، ص 276 ؛ همين خانواده طاحونهء خود واقع در اراضى كمشك بم را هم فروختند ، به ثمن مبلغ بيست و پنج تومان تبريزى . ( ايضا ، ص 286 ) . احتمال دارد كه گنجعلى خان - يا يكى از فرزندانش - با خانوادهاى از معروفين افشار ، ازدواجى هم كرده باشد - كه احتمالا به هواى ثروت آنان بوده - اين نكته را از اينجا مىگويم كه وقتى رستم الحكماء ، از پدر خود امير محمد حسن خوش حكايت صحبت مىكند - اگر تمام حقيقت را گفته باشد - او را از « ذريّهء شيخ على خان اعتماد الدوله أمّا ، و از نسل پاك گنجعلى خان أبا » مىداند ، و دربارهء گنجعلى خان گويد « گنجور خزانه مناعت گنجعلى خان امير الامراء ذو القدر و افشار أبا و أمّا غفر له » ( رستم التواريخ ، تصحيح محمد مشيرى ، ص 56 ) . اين خان تو خان شدن و افشار و ذو القدر و زيك به هم آميختن را ، اگر رستم الحكماء براى كسب سيورغال پيش نكشيده باشد ، حاكى از يك قرابت سببى بايد دانست ، و بههرحال هيچ كه از توى آن در نيايد ، اين نكته بارى درخواهد آمد كه بههرحال آن جناب رستم الحكماء هم كرمانى الاصل است و مازندرانى المسكن !