ملا محمد مومن كرمانى

465

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

به سر كوه‌هاى دهات مزارى كه به مزار چهل تنان اشتهار دارد ، و وجه تسميه آن فى الواقع معلوم نيست ، و افواها مذكور مىشود كه چهل تن از اصحاب دين مبين در ايام قديم از كفار فرار ، و به آن پناه برده ، در همان جا غيبت نمودند ، و حال به مزار چهل تنان شهرت يافته ، و مكان‌هاى صعب مىباشد - سقناق نموده ، و ساير خلايق نيز هريك به مكانى تمسك جسته ، به محافظت خود اشتغال مىداشتند . شهر كرمان در محاصره بلوچ از آن جمله ، عالى حضرت ميرزا محمد ، برادر اصغر « 1 » عاليشان مرحومى ميرزا عبد الواحد ، خلف ميرزا عبد الرشيد نيز ، كوچ و منسوبان والد خود را برداشته ، روانه بيدخان ، و چون در محل مزبور ملك موروثى داشت - و مكان‌هاى بسيار صعب بود - كوچ والد مرحوم و برادر ارشد خود را به آنجا برده ، در آن وقت چون عاليشان ميرزا عبد الواحد مين‌باشى در بلده كرمان ، و در خدمت بندگان خان مشغول محاربه بلوچ بود ، بعد از وقوع شكست - كه بندگان خان زخم گلوله برداشته ، و طايفه بلوچ مسلط شده ، شهر را محاصره نمودند ، و از اين معنى اطلاع يافت كه فوجى عظيم از طايفه مزبوره عزيمت تاخت محل بردسير نمودند ، از هيجان نايرهء غيرت و اشتعال آتش محبت برادر ارجمند ، و تعصب ناموس‌پرورى منسوبان والد ماجد مغفرت پيوند ، طاقتش طاق ، و كوكب صبر و شكيبش در محاق افتاده ، اراده عزيمت به سمت بيدخان نموده ، جمعى از دوستان و احبا و اقوام خيرت احوال مغفرت مآلش را منظور داشته ، زبان به موعظه و نصيحت گشوده ، خواستند كه به زلال محبت التهاب نايره اشتياق و اضطرابش را منطفى ساخته ، از رفتن ممانعت نمايند . به‌هيچ‌وجه فايده‌پذير نشده ، در ظاهر حال ، مذكور ساخت كه فسخ عزيمت نموده

--> ( 1 ) - در اصل : برادر صغرى ؟