ملا محمد مومن كرمانى

458

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

سه چهار ذرع راه آن دو نفر را - هم‌چنين كه پاى او را گرفته بودند - به خاك كشيده ، تا اينكه چكمه‌هاى افغان بيرون آمده ، يك فرد چكمه در دست آن دو نفر جوان خاكسار ؟ مانده ، و افغان به يك پاى برهنه و يك پاى چكمه‌دار ، از فرصت آنها بيرون رفته ، قريب ربع فرسخى او را پياده و سواره - كه موازى شصت هفتاد نفر بودند - تعاقب نموده ، آخر مأيوس برگرديدند . و افغان مزبور قدرى راه با يك پاى چكمه رفته ، چون ديد كه راه رفتن دشوار است ، نشسته چكمه را از پاى خود بيرون نموده ، به جاى حربه به دست گرفته ، به اين هيأت فرار نموده - نزد رفقاى خود رفته ، خبر ورود قشون را به ايشان داده . و ايشان مطلق از ورود قشون مضطرب نشده اعتنائى به قشون ننموده ، اسبان خود را تيمار و زين نموده ، عليق و آب داده ، شتران خود را در خارستان كنگر مرتع نموده ، چند نفرى سواره مستحفظ شتران كرده ، غروب آفتاب ، شتران را جمع‌آورى و به سربنهء خود برده ، شب ، همگى به فراغ‌بال استراحت نموده ، پنج شش نفرى از آنها ، به رسم طلايه‌دارى ، به دور بنه ايشان گرديده ، كشيك مىداشتند . قابليت ندارد اكثرى سركردگان آمده اصرار نمودند كه بندگان ميرزا محمد حسين ، آنها را به شبيخون آن جماعت مأمور كند . بندگان [ b 80 ] ميرزا محمد حسين فرمودند كه : اين معدود را آن قابليت نمىباشد - همگى را فردا دستگير مىكنيم . على الصباح ، يوم الاربعاء هفدهم شهر مزبور - كه خورشيد جهان‌افروز به لوامع شعشعهء طلعت فيروز ، فسحت‌سراى گيتى را روز گردانيد - بندگان ميرزا محمد حسين ، كره‌ناچيان را مأمور به كشيدن كرّه‌نا فرموده ، با قشون سوار گرديده ، و در تلالى كه در عرض راه كهنوج عربان واقع است - سر راه بر آن جماعت بىعاقبت گرفته ، تفنگچيان را در بالاى تل‌ها نشانده ،