ملا محمد مومن كرمانى

455

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

سنبل اندر ناب چون زلف عروسان در چمن * نرگس شهلا به خواب فتنه ، همچون راهزن كوه و صحرا ، دشت و در ، صحن گلستان ، باغ و راغ * شد فروزان از فروغ لاله در هر سو چراغ بلبل اندر پرفشانى شد نوا آموز شوق * قمرى اندر جلوه و رقص آمد از هيجان ذوق ساقيا جامى كرم كن زان مى ياقوت فام * كز شعاع عكس ديدارش شود ياقوت ، خام مطربا در حالت مستى بزن دستى به دف * ناخن مضراب زن بر تار بربط از شعف اى مغنى ناله‌اى سركن به قانون ادا * در مقام راستى عشاق را كن با نوا تا بيارايم به آئين بزرگان حجاز * بزم عيش دوستان را از دوگاه و شاهناز بندگان خان جلالت نشان والاشان نيز ، تواچيان اخلاص دم ، و كارگذاران عشرت توأم را به آرايش محفل عيش و حبور و زيب اسباب بزم انشعاف و سرور مأمور ساختند . به يك فرمان كه از وى بر زبان ريخت * متاع كان و دريا با هم آميخت بر حسب فرمان خان سپهرمكان ، بزمى دلكش و محفلى فردوس‌وش ترتيب يافته ، و آن زيبندهء زبده ؟ پر جلالت و فرماندهى ، مانند بدر منير ، بر مسند ايالت مصير مصدّر گرديده ، اعاظم معلىنشان والامقام و اكابر عالىشان ذوى الاحترام ، و فضلاى كرام ، تمامى ، به مرافقت صدرنشين مصدر دانش و كمال - و موفق تأييد حضرت ذو الجلال ، خلاصة الاعاظم و